“پایگاه سازهخبر” بهعنوان نخستین و پربازدیدترین رسانه تخصصی حوزه شهری، راه و ساختمان در شمالغرب کشور، در ادامه سلسلهگفتمانهای تخصصی خود، اینبار میزبان دکتر جلال سالک، از معماران برجسته کشور، مدرس و عضو هیئت علمی دانشگاه بود و با وی در خصوص “ روند طراحی و احداث مجتمع های تجاری در تبریز، الزامات و چالش ها” به گفتگو پرداخت.
به گزارش سازه خبر، مراکز خرید و مجتمعهای تجاری در سراسر جهان بهعنوان نمادی از توسعه شهری و شاخصی برای سبک زندگی مدرن شناخته میشوند. این فضاها دیگر صرفاً محل خرید نیستند، بلکه کانونهای چندمنظورهای هستند که ترکیبی از خرید، تفریح و تعاملات فرهنگی و اجتماعی را در خود جای میدهند. تجربه جهانی نشان داده است که این مراکز، علاوه بر نقش اقتصادی، محرکی برای تغییر الگوی رفتاری شهروندان و بهبود کیفیت زندگی شهری محسوب میشوند.
“پایگاه سازهخبر” در ادامه سلسله گفتمان های تخصصی خود به بررسی روند طراحی و احداث مجتمع های تجاری، الزامات و چالش های آن با دکتر جلال سالک پرداخته است.
وی از معماران برجسته کشور و از طراحان شناختهشده مراکز تجاری و پروژههای بزرگ شهری در ایران است. او با سابقهای طولانی در طراحی فضاهای چندمنظوره و بهرهگیری از ایدههای نو، نقش مؤثری در شکلدهی به چهره جدید معماری تجاری در تبریز داشته است.
رونق احداث مجتمعهای تجاری در تبریز
طی دو دهه گذشته، روند ساخت مجتمعهای تجاری در تبریز شتاب گرفته است؛ پدیدهای که ریشههای آن را باید در تحولات تاریخی و اقتصادی جهان جستوجو کرد. به گفته دکتر سالک، بازار، بهویژه در خاورمیانه، قرنهاست که مرکز تجارت بوده و تبریز به واسطه موقعیت خود در مسیر جاده ابریشم، یکی از حلقههای مهم این شبکه تجاری محسوب میشده است. با انقلاب صنعتی و سیر تولید انبوه کالاها، ساختار بازارها از شکل سنتی و محلی، به مراکز مدرن و بین المللی تغییر یافت.

در ایران، دپارتماناستورها در دوران پهلوی دوم آغازگر این تحول بودند و در تبریز، پاساژهای اطراف خیابان دارایی نخستین گامها در این مسیر را برداشتند. اما تفاوت تبریز با دیگر شهرها، قدرت بازار سنتی و رفتار محافظهکارانه مردم آن بود که روند تغییر را آهستهتر اما پایدارتر کرد. امروزه، مجتمعهای چندمنظوره به مکان هایی برای خرید، گذران اوقات فراغت و تعاملات اجتماعی تبدیل شدهاند؛ مجتمع تجاری لالهپارک و اطلس نمونهای شاخص در این زمینه میباشند..
معماری و طراحی؛ فراتر از ظاهر
دکتر سالک تأکید میکند که موفقیت یک مرکز تجاری بیش از آنکه به ظاهر وابسته باشد، به عملکرد درست آن مرتبط است. طراحی باید با یک دیاگرام عملکردی دقیق آغاز شود تا جریان حرکتی روان و جانمایی منطقی کاربریها تضمین شود. سبک مدرن، بهزعم او، پاسخی مناسب به ماهیت این پروژههاست، اما میتوان آن را با عناصر فرهنگی و بومی ترکیب کرد.
نمونه ناموفق؛ چهارراه شهید بهشتی تبریز
یکی از مثالهای ناکارآمد، پروژه بزرگ مجتمع تجاری در چهارراه شهید بهشتی در تبریز است که با وجود کیفیت فنی مناسب، به دلیل نبود مطالعات بومی و عدم انطباق با ساختار اجتماعی و اقتصادی منطقه، نتوانست مخاطب جذب کند. دکتر سالک این موضوع را ناشی از مطالعات کلیشهای و فقدان تحلیلهای عمیق میداند و معتقد است که هر پروژه باید متناسب با ساختار اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی شهری طراحی شود.
چالشهای اجرایی و مدیریتی
به گفته او، محدودیتهایی که از سوی نهادهای شهری یا قانونی اعمال میشود، اغلب با نگاه کمی و کلیشهای به ساختوساز همراه است و خلاقیت معمارانه را محدود میکند. بخش دیگری از مشکلات به کارفرمایان بازمیگردد؛ بعنوان مثال در پروژه مرکز تجارت اطلس علاقه کارفرما به طراحی مغازههای کوچک با تعداد زیاد جهت فروش سریعتر بجای طراحی مغازههای بزرگ با کیفیت تر برای عرضه برندهای مختلف، طراحی را در ابتدا با چالش هایی روبهرو کرده بود. سالک معتقد است که مغازههای بزرگ با توجه به تغییر ساختار فروش و نیاز به ارائه و پرزنت بهتر کالا، کارآمدتر هستند، در حالی که مغازههای کوچک توان پاسخگویی به این نیاز را ندارند. همچنین، محدودیت اعمال شده طراحی کمی آسانسورها و محدودیت فضای کافی برای طراحی پارکینگها، سبب شد تا طراحی به سمت حداقلهای استاندارد سوق داده شود.
فناوری و پایداری
در پروژههایی مانند اطلس، سیستمهای هوشمندسازی (BMS) در سطح بالایی اجرا شده است، اما فرهنگ بهرهگیری از این فناوریها هنوز در ایران نهادینه نشده است. ارزان بودن انرژی و کمبود آموزش، باعث شده که مفاهیمی چون مدیریت انرژی، پایداری و انرژی سبز کمتر مورد توجه قرار گیرد.

رقابت و اشباع بازار
برآورد دکترسالک نشان میدهد که سرانه فضای تجاری در تبریز، با احتساب تمام کاربریها، بسیار بالاتر از استاندارد جهانی است. این افزایش کمی، بدون کیفیت مناسب، نهتنها مزیت محسوب نمیشود، بلکه میتواند بازار را دچار اختلال کند. او انتقاد میکند که بسیاری از سرمایهگذاران به جای نوآوری، صرفاً نمونههای موفق موجود را تکرار میکنند، بیآنکه به توازن عرضه و تقاضا توجه کنند.
الگوی ایدهآل
دکترسالک پیشنهاد میکند که یک مجتمع تجاری ایدهآل برای تبریز در برهه کنونی، باید خارج از شهر در زمینی با مساحتی بالای ۱۰ تا ۱۵ هزار مترمربع ساخته شود. این مجموعه باید شامل بخشهای تفریحی گسترده، رستورانها، مراکز فرهنگی، سینما، فضاهای نمایشگاهی و فعالیتهای مناسب برای همه سنین باشد؛ مکانی که بتوان در آن حداقل یک روز کامل وقت گذراند و حتی گردشگران را جذب کرد. او در خصوص تاثیر پروژه معماری در تغییر ساختار اجتماعی و افتصادی شهر، نمونه موزه گوگنهایم بیلبائو را مثال میزند که با افتتاح خود، چهره شهر و اقتصاد آن را متحول ساخت.
جمعبندی و چشمانداز
روند توسعه مجتمعهای تجاری در تبریز، اگرچه در دو دهه گذشته شتابی چشمگیر داشته، اما اکنون در نقطهای ایستاده که نیازمند بازنگری و هوشمندسازی تصمیمهاست. تجربههای موفق نشان دادهاند که تلفیق عملکرد درست، شناخت بستر فرهنگی و بهرهگیری از فناوریهای نوین میتواند پروژهای پایدار و سودآور بیافریند، در حالی که نمونههای ناموفق هشدار میدهند که نادیده گرفتن این مؤلفهها، حتی با سرمایهگذاری سنگین، نتیجهای جز رکود ندارد. آینده این مسیر به انتخابهای امروز معماران، سرمایهگذاران و مدیران شهری گره خورده است؛ انتخابهایی که میتواند تبریز را به الگویی ملی در معماری تجاری بدل کند یا آن را به صف شهرهایی بفرستد که فرصتهای طلایی خود را از دست دادهاند.
گفتگو توسط: روفیا اقدم
معمار و پژوهشگر
عکس از:اسرا مرادی
باتشکر از آرمیندخت نوتاش

دیدگاهتان را بنویسید