شناسه خبر:78440    ۲۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۱:۰۴
” بازآفرینی،مفاهیم، الزامات،چالش ها و شاخص ها” در” گفتمان تخصصی سازه خبر” با مهندس مرضیه فرقانی

«پایگاه سازه‌خبر» به‌عنوان نخستین و پربازدیدترین رسانه تخصصی حوزه شهری، راه و ساختمان در شمال‌غرب کشور، در ادامه سلسله‌گفتمان‌های تخصصی خود، این‌بار میزبان مهندس مرضیه فرقانی، رئیس اداره نظارت بر اجرای طرحهای مسکن و بازآفرینی اداره‌کل راه و شهرسازی آذربایجان شرقی بود و با وی در خصوص «مفهوم بازآفرینی شهری، الزامات ، چالش‌ها و شاخص هایی که یک پروژه بازآفرینی اطلاق شود » گفت‌وگو کرد.

به گزارش سازه‌خبر، بازآفرینی شهری (Urban Regeneration) در جهان امروز یکی از کلیدی‌ترین رویکردهای مدیریت شهری و توسعه پایدار محسوب می‌شود. برخلاف نوسازی یا بهسازی صرف، که تنها بر کالبد و زیرساخت‌ها تمرکز دارند، بازآفرینی شهری به‌مثابه یک سیاست چندبعدی و جامع، تمامی ابعاد اقتصادی، اجتماعی، زیست‌محیطی و فرهنگی را در کنار کالبد شهری مورد توجه قرار می‌دهد.

تجربه‌های موفق جهانی نشان می‌دهد کشورهایی مانند کلمبیا، هند، انگلستان و کره جنوبی توانسته‌اند با استفاده از این رویکرد، محلات فرسوده یا سکونتگاه‌های غیررسمی را به فرصت‌هایی برای توسعه پایدار و ارتقای کیفیت زندگی شهری تبدیل کنند. این تجارب موفق نشان می‌دهد که بازآفرینی، فراتر از یک پروژه صرفاً عمرانی است و تحقق آن نیازمند یک سیاست همه‌جانبه و مشارکت فعال شهروندان است.

“پایگاه سازه‌خبر” در ادامه سلسله گفتمان های تخصصی خود به بررسی ” بازآفرینی،مفاهیم، الزامات،چالش ها و شاخص ها” با مهندس مرضیه فرقانی پرداخته است.

مهندس فرقانی در ابتدا گفت:«نکته اساسی در فرآیند بازآفرینی، مردم‌محوری است. بازآفرینی یک سیاست «از پایین به بالا» است؛ یعنی باید از دل جامعه و بر اساس نیازها و مشارکت واقعی ساکنان شکل گیرد. هر جا که بازآفرینی به‌صورت دستوری و از بالا به پایین تحمیل شده، عملاً به پروژه‌ای صرفاً عمرانی فروکاسته و از اهداف اصلی خود منحرف شده است.»

وی افزود:«بازآفرینی شهری یک سیاست جامع است که با نگاه هم‌زمان به ابعاد اجتماعی، اقتصادی، زیست‌محیطی و کالبدی، در پی پیشرفت و توسعه پایدار شهری است. مردم محور اصلی این رویکرد هستند و هرگاه برنامه‌ای به‌صورت بالا به پایین اجرا شود، دیگر نمی‌توان آن را بازآفرینی واقعی نامید.»

او تأکید کرد که بازآفرینی در ذات خود به دنبال امنیت، ایمنی و هویت‌بخشی شهری است؛ عواملی که لازمه ارتقای کیفیت زندگی شهروندان به شمار می‌روند. به باور وی، تا زمانی که مدیریت شهری نگاه صحیحی به بازآفرینی نداشته باشد، این سیاست محقق نخواهد شد.

مهندس فرقانی چند اصل کلیدی را در بازآفرینی شهری مطرح کرد:

  1. مردم‌محوری: پروژه باید بر اساس نیازهای واقعی ساکنان شکل گیرد.
  2. از پایین به بالا بودن: طرح‌های تحمیلی ، دستوری و اقتدارگرایانه، نمی‌توانند عنوان بازآفرینی داشته باشند.
  3. چندبعدی بودن: هم‌زمان باید ابعاد اجتماعی، اقتصادی، زیست‌محیطی و کالبدی در نظر گرفته شود.
  4. مشارکت جمعی: تمامی کنشگران و ذی‌نفعان باید در فرآیند حضور داشته باشند.
  5. انعطاف‌پذیری و جامع‌نگری: استراتژی بازآفرینی باید علمی، دقیق، قابل بسط و دارای امکان رصد و پایش باشد.
  6. حداقل دخالت مستقیم دولت: نقش دولت باید راهبردی و نظارتی باشد، نه مجری مستقیم.

در ایران، آغاز بازآفرینی شهری به دهه ۱۳۸۰ بازمی‌گردد. در آن زمان، با حمایت بانک جهانی و انتقال تجربه‌های بین‌المللی، نخستین پروژه‌های بازآفرینی در چند شهر کلید خورد و تجارب کشورهایی مانند کلمبیا و هند وارد کشور شد. سال ۱۳۸۲ «سند ملی توانمندسازی سکونتگاه‌های غیررسمی» تصویب شد و در سال ۱۳۸۳ «ستاد ملی بازآفرینی شهری» با ریاست رئیس‌جمهور تشکیل گردید. متناظر با آن، ستادهای استانی به ریاست استانداران و ستادهای شهرستانی به ریاست فرمانداران ایجاد شدند. از همان زمان، بازآفرینی به‌عنوان یک سیاست کلان در دستور کار مدیریت شهری ایران قرار گرفت.

با این حال، چالش اصلی همچنان باقی است: سوءبرداشت از مفهوم بازآفرینی. بسیاری از پروژه‌ها که صرفاً ماهیت عمرانی دارند، با برچسب «بازآفرینی» معرفی می‌شوند؛ پروژه‌هایی که نه تنها با استانداردهای جهانی همخوانی ندارند، بلکه موجب سردرگمی مردم نیز می‌شوند.

 

مهندس فرقانی در این باره گفت:«بازآفرینی شهری یک سیاست جامع با نگاه توأمان به ابعاد اجتماعی، اقتصادی، زیست‌محیطی و کالبدی است. هدف نهایی آن، پیشرفت و توسعه پایدار شهری است. در این رویکرد، مردم محور اصلی هستند و هرگاه برنامه‌ای به‌صورت بالا به پایین اجرا شود، دیگر بازآفرینی محسوب نمی‌شود.»

وی تأکید کرد که بازآفرینی در ذات خود به دنبال امنیت، ایمنی و هویت‌بخشی شهری است؛ عواملی که لازمه ارتقای کیفیت زندگی شهروندان‌اند. به باور وی، تا زمانی که مدیریت شهری نگاه صحیحی به بازآفرینی نداشته باشد، این سیاست محقق نخواهد شد.

در خصوص اهداف، الزامات و آثار بازآفرینی شهری، وی بیان کرد:«بازآفرینی شهری در نگاه علمی و جهانی، ابزاری است برای ارتقای کیفیت زندگی شهری. این ارتقا تنها در بعد کالبدی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه باید هم‌زمان در چهار بُعد اساسی تحقق یابد:

  1. زیست‌محیطی: ارتقای کیفیت محیط، ایمن‌سازی و کاهش آسیب‌پذیری شهر در برابر تهدیدهایی همچون زلزله.
  2. اقتصادی: ایجاد فرصت‌های شغلی، تقویت اقتصاد محلی و افزایش توان رقابتی شهرها.
  3. اجتماعی: بازآفرینی هویت محلی، افزایش انسجام اجتماعی و ارتقای مشارکت شهروندان.
  4. کالبدی و کاربری شهری: ساماندهی کاربری‌ها، نوسازی و توانمندسازی بافت‌های فرسوده و تاریخی.»

او تأکید کرد:«پروژه بازآفرینی، یک کار کیفی است نه صرفاً عمرانی. نوسازی، توانمندسازی، روان‌بخشی و بهسازی باید همزمان انجام شود. اگر این اتفاق نیفتد، پروژه هرچند ظاهر عمرانی داشته باشد، بازآفرینی محسوب نمی‌شود.»

رئیس اداره نظارت بر اجرای طرحهای مسکن و بازآفرینی اداره‌کل راه و شهرسازی آذربایجان شرقی درباره ویژگی‌های یک پروژه بازآفرینی واقعی افزود:

  • انعطاف‌پذیری: برنامه‌ها باید قابلیت تغییر و انطباق با شرایط محلی را داشته باشند.
  • مشارکت‌محوری: تمامی ذی‌نفعان، از مردم گرفته تا نهادهای محلی و مدیران شهری، باید در فرآیند نقش‌آفرین باشند.
  • شهرنگری: پروژه نباید در یک محدوده منفک از شهر اجرا شود، بلکه باید در انسجام کامل با ساختار کلان شهری تعریف گردد.
  • محله‌محوری: انسجام محله بدون ازهم گسیختگی بافت اجتماعی، اقتصادی و کالبدی ، باید حفظ شود و برنامه‌ها متناسب با ظرفیت‌های محلی باشد.
  • تقاضامندی: اجرای پروژه‌ها باید بر اساس تقاضا و خواست واقعی ساکنان شکل گیرد و از رویکردهای یکسویه و از بالا به پایین پرهیز گردد.

مهندس فرقانی بازآفرینی شهری را ابزاری کلیدی برای تحول در اقتصاد شهری می‌داند و تأکید می‌کند که توجه به مرکز شهرها، به‌ویژه بافت‌های تاریخی و فرسوده، بسیار حیاتی است:

«اگر مرکز شهر نادیده گرفته شود، تبعات آن به سایر مناطق نیز سرایت خواهد کرد. بازآفرینی می‌تواند موتور محرک توسعه اقتصادی باشد؛ با ایجاد فرصت‌های شغلی، تجهیز مراکز تاریخی و ارتقای کیفیت خدمات شهری.»

وی افزود که پروژه‌هایی مانند خانه گفتمان تبریز دقیقاً با همین هدف طراحی شده‌اند: ایجاد فضایی برای تعامل اجتماعی و فرهنگی در مرکز شهر که با اعتبارات بازآفرینی در دست اجراست.

به گفته وی، تجربه‌های موفقی در آذربایجان شرقی ثبت شده است که نشان می‌دهد هرگاه مشارکت مردمی جدی باشد، بازآفرینی به نتایج ملموس می‌رسد:

  • پروژه مسیرگشایی محله دیزج جنوبی در بناب: مردم آن‌قدر همراهی کردند که داوطلبانه خانه‌های خود را برای عریض کردن مسیر در اختیار طرح گذاشتند.
  • پروژه ۱۷۱ واحدی قطران در تبریز: این پروژه در دوران خود دقیقاً با اهداف بازآفرینی منطبق بود؛ به همین دلیل نمونه‌ای موفق تلقی می‌شود.

– نمونه دیگر از طرحهای موفق بازآفرینی، ساماندهی گورستان ستارخان به شکل ایجاد فضای ورزشی، پارک و فضای سبز و احداث کتابخانه در قالب برنامه جامع اقدام مشترک بازآفرینی توسط دستگاه‌های اجرایی و با مشارکت اهالی محله انجام گرفته است.

مهندس فرقانی در ادامه تأکید کرد که در برخی مواقع  پروژه‌های بازآفرینی  اقتصادمحور مانند شهید بهشتی، مسجد کبود، پروژه عتیق و بلوک گلستان با تکنیک بالای ساخت، علیرغم اینکه بعنوان محرک توسعه احیا و باززنده سازی  بافت‌های فرسوده تعریف و به اجرا رسیده اند، ولی بمیزان کافی نتوانسته اند انتظارات را  که همانا ایجاد رغبت و انگیزه در ساکنین پیرامون جهت اقدام به نوسازی باشد، برآورده نمایند و دلیل آن به مرور غلبه نگاه صرفاً اقتصادی بر پروژه‌ها بوده است.

وی همچنین درباره ساختار نهادی و چارچوب قانونی بازآفرینی شهری در ایران توضیح داد:بازآفرینی شهری در ایران، برخلاف تصور برخی که آن را پروژه‌ای مقطعی می‌دانند، دارای ساختار نهادی و چارچوب قانونی مشخص است. در سطح ملی، ستاد ملی بازآفرینی در سال ۱۳۸۳ تشکیل شد که ریاست آن بر عهده رئیس‌جمهور است. متناظر با آن، در سطح استان‌ها ستاد استانی بازآفرینی به ریاست استانداران و در سطح شهرستان‌ها ستادهای بازآفرینی شهرستانی به ریاست فرمانداران شکل گرفتند.

به گفته مهندس فرقانی، «در استان آذربایجان شرقی این ستادها فعال هستند و علاوه بر آن، کارگروه‌های تخصصی در حوزه‌های مختلف و تشکل‌های مردم‌نهاد نیز نقش‌آفرینی می‌کنند.»

این ساختار نشان می‌دهد که بازآفرینی تنها یک پروژه عمرانی نیست، بلکه سیاستی کلان با نظام حکمرانی چندسطحی است که از دولت مرکزی تا نهادهای محلی را درگیر می‌کند.

قوانین پشتیبان بازآفرینی شهری از تنوع زیادی برخوردار است که

سه قانون کلیدی به‌عنوان پشتوانه بازآفرینی شهری مطرح هستند:

  1. قانون حمایت از احیای بافت‌های فرسوده و ناکارآمد (مصوب ۱۳۸۹)
  2. قانون بودجه‌های سالانه که هر سال ردیف‌های مشخصی برای بازآفرینی تعیین می‌کند.
  3. قانون برنامه هفتم توسعه که چارچوب‌های راهبردی برای مداخلات شهری و ساماندهی سکونتگاه‌های غیررسمی تعیین کرده است.

علاوه بر این‌ها، سیاست‌های شرکت بازآفرینی شهری ایران در قالب «برنامه جامع اقدام مشترک» پروژه‌هایی را تعریف می‌کند که با مشارکت کلیه دستگاه‌های اجرایی و شهرداری‌ها، اجرا می‌شوند.

سوابق مداخلات بازآفرینی در ایران

مهندس فرقانی یادآور شد که ریشه مداخلات شهری به سال ۱۳۱۶ و قانون خیابان‌کشی در دوره پهلوی اول بازمی‌گردد. پس از آن، تمرکز بر مداخلات کالبدی در بافت‌های فرسوده قرار گرفت. در دهه‌های اخیر، پروژه‌های اقتصادمحور مطرح و در حال حاضر ترکیبی از تمام این موارد پیگیری می‌شود.

به باور وی،  بازآفرینی باید فراتر از کالبد و اقتصاد باشد و مشارکت اجتماعی را در اولویت قرار دهد.

چالش‌های اجرایی بازآفرینی شهری

مهندس فرقانی چند مانع اساسی در مسیر بازآفرینی برشمرد:

  1. نگاه نادرست مدیریتی: تا زمانی که بازآفرینی صرفاً به‌عنوان پروژه‌ای عمرانی دیده شود، موفقیتی حاصل نخواهد شد.
  2. رقابت‌های سازمانی: در مقابل هم قرارگرفتن دستگاه‌ها

ی متولی بازآفرینی و مدیریت شهری، بجای اینکه به موازات هم قرار بگیرند به زیان شهر است.

  1. محدودیت منابع مالی: منابع شرکت بازآفرینی محدود است. اگرچه دو ردیف اعتباری پایدار تصویب شده و سهمیه «قیر رایگان» در اختیار استان‌ها قرار می‌گیرد، اما کافی نیست.
  2. گستردگی حوزه مداخله: حجم سکونتگاه‌های غیررسمی و بافت‌های فرسوده در کشور بسیار زیاد است و امکانات موجود پاسخ‌گو نیست.
  3. ضعف در مشارکت واقعی: هنوز در بسیاری از طرح‌ها صدای مردم به‌خوبی شنیده نمی‌شود و اولویت پروژه بر مردم غالب است.

وی تأکید کرد:«هر قدر میزان مشارکت دستگاه‌ها و مردم در پروژه‌های بازآفرینی بیشتر باشد، احتمال موفقیت آن‌ها افزایش می‌یابد. بدون این مشارکت، هیچ طرحی به سرانجام مطلوب نمی‌رسد.»

سکونتگاه‌های غیررسمی؛ معضل دیرینه و راهکارهای بازآفرینی

سکونتگاه‌های غیررسمی یا همان حاشیه‌نشینی، یکی از پیچیده‌ترین معضلات شهری ایران است. به باور خانم مهندس فرقانی، این پدیده نه علت، بلکه معلول سیاست‌های نادرست گذشته است.

 

 

ریشه‌های حاشیه‌نشینی:

  • سیاست‌های نادرست توسعه: دولت‌ها در تشخیص مزیت‌های نسبی مناطق مبدأ مهاجرت دچار خطا شده‌اند.
  • ضعف اقتصاد روستاها: بسیاری از روستاییان به دلیل فقر و کمبود فرصت شغلی، ناگزیر به مهاجرت به شهرها شده‌اند.
  • رها شدن زمین‌های خالی: مدیریت نکردن زمین‌های شهری موجب شد که این زمین‌ها به کانونی برای ساخت‌وسازهای غیرمجاز تبدیل شوند.
  • نیاز به نیروی کار ارزان در شهرها: صنایع و خدمات شهری به جذب این نیروها دامن زده‌اند.

وی تأکید کرد:«اگر اقتصاد روستاها بهبود نیابد، مهاجرت ادامه خواهد یافت و حاشیه‌نشینی همچنان پابرجا خواهد ماند.»

سیاست‌های ساماندهی سکونتگاه‌های غیررسمی:

  1. جابجایی ساکنان: در مناطقی که سکونتگاه‌ها در مناطق پرخطر قرار دارند (مانند حریم گسل‌ها، زمین‌های رانشی یا شیب‌های تند)، جابجایی و یا درجاسازی تنها راهکار است.
  2. توانمندسازی و ظرفیت سازی: در بسیاری موارد، جابجایی عملی یا منطقی نیست. در این شرایط، با ارتقای کالبد، بهبود خدمات، ایجاد فرصت شغلی و ارتقای مهارت‌های ساکنان، کیفیت زندگی همان‌جا ارتقا می‌یابد.
  3. صدور اسناد مالکیت: اقدام مهمی که در سال‌های اخیر صورت گرفته، صدور سند مالکیت برای ساکنان سکونتگاه‌های غیررسمی است. این اقدام، فرصت بی‌نظیری برای ارتقای امنیت حقوقی و اقتصادی ساکنان فراهم کرده است.
  4. لایحه سنددار کردن اراضی تصرفی: شرکت بازآفرینی لایحه‌ای برای سنددار کردن اراضی تصرفی آماده کرده و به وزارتخانه ارسال کرده است. تصویب این لایحه تحولی بنیادین در چهره شهرها ایجاد خواهد کرد.

وام‌های حمایتی برای بافت‌های فرسوده

یکی از ابزارهای کلیدی بازآفرینی شهری، وام‌های حمایتی برای بافت‌های فرسوده است. دولت این وام‌ها را برای ساکنان و سرمایه‌گذاران در نظر گرفته است. این وام‌ها دو کارکرد مهم دارند:

  • جذب سرمایه‌گذاران: کاهش ریسک مالی پروژه‌ها باعث می‌شود سرمایه‌گذاران بیشتری جذب شوند.
  • استقبال مردم: بسیاری از ساکنان از این وام‌ها برای نوسازی و بهسازی خانه‌های خود استفاده کرده‌اند.

مهندس فرقانی حمایت دولت بصورت تامین منابع مالی وام‌ها به همراه کاهش درصد سود بانکی را یکی از موفق‌ترین ابزارهای احیای بافت‌های فرسوده می‌داند.

توانمندسازی اجتماعی و اقتصادی

بازآفرینی شهری تنها محدود به کالبد نیست؛ در محلات غیررسمی باید اقداماتی برای توانمندسازی ساکنان انجام شود، از جمله:

  • ارتقای مهارت‌های شغلی
  • ایجاد صندوق‌های محلی برای توسعه اقتصادی
  • برگزاری دوره‌های آموزشی
  • تقویت ظرفیت مدیریت شهری در مطالبه‌گری صحیح

به گفته وی:«رسانه‌ها نیز در این مسیر نقش کلیدی دارند؛ زیرا می‌توانند به مردم آموزش دهند چگونه نسبت به حقوق شهروندی خود ‌شناخت حاصل نموده و خود آن‌را به‌درستی مطالبه کنند.»

سیاست‌های مالی، مشارکت و چشم‌انداز آینده بازآفرینی شهری

بازآفرینی شهری با منابع محدود مالی روبه‌روست، اما در سال‌های اخیر اقدامات مهمی برای پایداری منابع انجام شده است:

  • شرکت بازآفرینی شهری دو ردیف اعتباری پایدار دارد که میان استان‌ها توزیع می‌شود.
  • دولت سهمیه‌ای تحت عنوان «قیر رایگان» در اختیار پروژه‌های بازآفرینی قرار داده است تا هزینه‌های اجرایی کاهش یابد.

علاوه بر این، برنامه جامع اقدام مشترک بستری است که در آن پروژه‌ها تعریف و با هماهنگی تمامی دستگاه‌ها اجرا می‌شوند.

«هر چه میزان مشارکت ارگان‌ها و مردم در پروژه‌های بازآفرینی بیشتر باشد، احتمال موفقیت بالاتر خواهد بود.»

نقش رسانه‌ها در توانمندسازی اجتماعی

مهندس فرقانی بارها بر نقش رسانه‌ها در فرهنگ‌سازی و مطالبه‌گری صحیح تأکید کرد:

  • رسانه‌ها باید به مردم آموزش دهند چگونه حقوق شهروندی خود را مطالبه کنند.
  • رسانه‌ها می‌توانند به مدیران یادآوری کنند که همه نهادها برای خدمت به مردم تشکیل شده‌اند، نه برای رقابت سازمانی.
  • رسانه‌ها می‌توانند دیدگاه اقتدارگرایانه مدیریت شهری را اصلاح کرده و بستر گفت‌وگو میان مردم و مسئولان را فراهم کنند.

بازآفرینی؛ از زلزله سیاه تا زلزله سبز

مهندس فرقانی بازآفرینی را فرآیندی می‌داند که می‌تواند سرنوشت شهرها را متحول کند:

  • «ما می توانیم زلزله سیاه ناشی از فرسودگی و مشکلات شهری را به زلزله سبز توانمندسازی و ارتقای کیفیت زندگی تبدیل کنیم.»

این تعبیر نشان می‌دهد که بازآفرینی صرفاً پروژه‌ای فنی یا کالبدی نیست، بلکه حرکتی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی برای احیای حیات شهری است.

چشم‌انداز آینده بازآفرینی در ایران و استان

با وجود چالش‌ها – از کمبود منابع مالی گرفته تا رقابت‌های نهادی – تجربه‌های موفق در استان آذربایجان شرقی و دیگر نقاط کشور نشان می‌دهد که بازآفرینی شهری ظرفیت بزرگی برای تحقق توسعه پایدار دارد.

اگر اصول زیر به‌طور جدی رعایت شود:

  • مردم‌محوری و مشارکت واقعی ساکنان
  • نقش نظارتی و راهبردی دولت به جای مداخله مستقیم
  • همکاری و هماهنگی بین دستگاه‌ها
  • تقویت منابع مالی پایدار و ابزارهایی چون وام‌های حمایتی و صدور اسناد مالکیت

آنگاه می‌توان انتظار داشت که بازآفرینی به یکی از مؤثرترین سیاست‌های شهری ایران تبدیل شود.

جمع‌بندی

بازآفرینی شهری نه تنها یک سیاست فنی، بلکه حرکتی جامع برای تحقق عدالت اجتماعی، ارتقای هویت شهری و توسعه پایدار است. آنچه مهندس فرقانی در این مصاحبه تشریح کرد، نشان می‌دهد مسیر بازآفرینی در ایران هرچند پرچالش است، اما با اتکا به تجربه‌های موفق، ابزارهای قانونی، ظرفیت‌های مالی جدید و مشارکت و مطالبه‌گری مردم، می‌تواند نقطه عطفی در مدیریت شهری کشور باشد.

گفتگو و تنظیم: روفیا اقدم

آرمیندخت نوتاش

عکس از:اسرا مرادی

     ارسال به دیگران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلیه حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ می باشد.
کپی برداری و استفاده از منابع این پایگاه داده با ذکر منبع بلامانع می باشد.
پست الکترونیک: info@sazehpress.ir