«پایگاه سازهخبر» به عنوان نخستین و پربازدیدترین رسانه تخصصی حوزه شهری، راه و ساختمان در شمالغرب کشور، در ادامه برگزاری سلسله گفتمانهای تخصصی خود، میزبان دکتر شبنم اکبرینامدار، معمار و عضو هیأت علمی گروه معماری و شهرسازی دانشگاه آزاد اسلامی تبریز بود و با وی در خصوص «نقش المانها و نشانههای شهری در هویتبخشی به شهر» به گفتوگو پرداخت.
به گزارش سازهخبر، در دهههای اخیر، بحث «هویت شهری» و نقش نشانهها و المانهای شهری در تقویت آن، به یکی از محورهای اصلی گفتوگوهای شهرسازی و طراحی شهری در سطح جهان بدل شده است. شهرها دیگر تنها مکانهایی برای زیستن نیستند، بلکه بستری برای تجربه، حافظه و معنا به شمار میآیند. در این میان، نشانههای شهری — اعم از طبیعی و مصنوع — به عنوان حاملان معنا و حافظه جمعی، نقشی بیبدیل در هویتبخشی به شهرها ایفا میکنند. از برج ایفل در پاریس و اپرای سیدنی گرفته تا میدان سرخ مسکو و میدان نقشجهان اصفهان، هر شهر با نشانههای خود بازشناخته میشود و از طریق آنها، شخصیت و هویت فرهنگی خویش را در سطح جهانی معرفی میکند.
در ایران نیز این موضوع بهتدریج در سیاستگذاریهای شهری مورد توجه قرار گرفته است، اما هنوز چالشهایی جدی در زمینه شناخت، طراحی و مدیریت نشانههای شهری وجود دارد. در همین راستا، سازهخبر در گفتمان تخصصی دیگری با دکتر شبنم اکبرینامدار، معمار و پژوهشگر، از منظر تخصصی به تحلیل نقش المانها و نشانهها در هویتبخشی به شهرها، بهویژه شهر تبریز، پرداخت.
نشانهها، بازتاب هویت شهر
دکتر نامدار در ابتدای این گفتمان تأکید کرد که نباید مفهوم «هویت شهری» را صرفاً در قالب المانهای تزئینی محدود کرد. وی گفت:
«بهتر است به جای اصطلاح المانهای شهری، از واژه “نشانههای شهری” استفاده کنیم، زیرا این واژه جامعتر است و علاوه بر المانها، منظر و ابنیه شهری را نیز در بر میگیرد. نشانهها را میتوان به دو دسته کلی تقسیم کرد: نشانههای طبیعی و نشانههای مصنوع و ساختهشده.»

وی در ادامه توضیح داد که نشانههای طبیعی در بیشتر شهرها وجود دارند و ریشه در جغرافیا، اقلیم و بومزیست شهری دارند:
«برای مثال، تبریز شهری است در میان دو رشتهکوه سرخاب و سهند. کوه سرخاب یا همان عونبنعلی، همیشه جهت شمال شهر را نشان میدهد و برای تبریزیها همچون ستاره شمال است. این نوع نشانههای طبیعی در شکلگیری هویت فضایی شهر تأثیرگذارند. همانگونه که رود سِن در پاریس یا دانوب در وین و بوداپست، بخشی از هویت آن شهرها را میسازند، مهرانهرود و تلخهرود نیز در تبریز میتوانند چنین نقشی ایفا کنند.»
او با اشاره به عنوان «اولین پایتخت زیستمحیطی خاورمیانه» برای تبریز گفت:
«توجه به پایداری این نشانههای طبیعی و احیای آنها از پایههای اصلی هویت زیستمحیطی شهر است.»
نشانههای مصنوع؛ از میدان ساعت تا بازار تبریز
دکتر نامدار نشانههای مصنوع را به دو مقیاس خرد و کلان تقسیم کرد:
«در مقیاس خرد، المانهایی چون مجسمهها، احجام هندسی و نشانههای مفهومی قرار میگیرند. اما در مقیاس کلان، با مجموعههایی چون میدانها، برجها، بازارها و ساختمانهای شاخص روبهرو هستیم. میدان ساعت، برج آتشنشانی و بازار تبریز نمونههایی از نشانههای شهری کلاناند که حامل هویت تاریخی و فرهنگی تبریز هستند.»
او با نگاهی انتقادی به وضعیت مرمت و ساماندهی بافت تاریخی شهر اشاره کرد و گفت:
«در سالهای اخیر شاهدیم که پروژههای مرمتی به صورت منفرد و جزیرهای انجام میشوند. اگرچه این رویکرد در ظاهر مثبت است، اما برای شهری با عمق تاریخی تبریز کافی نیست. لازم است میان این نقاط ارتباط برقرار شود تا بافت تاریخی به یک شبکه زنده و پویا تبدیل گردد. تجربه موفق شهر گرگان در این زمینه نمونهای قابل توجه است که با همکاری نهادهای مردمی، دولت و شهرداری به ساماندهی کامل انجامید.»
این عضو هیأت علمی دانشگاه به نمونههایی از مرمت صحیح و اصولی مانند خانه تجارت نصیرزاده اشاره کرد و در مقابل، برخی مرمتهای نادرست را موجب از بین رفتن اصالت بنا دانست.
از منظر تا مدرنیته؛ همزیستی دو لایه هویت
به گفته دکتر نامدار، تبریز شهری است با دو لایه همزیست: تاریخی و مدرن. در لایه تاریخی، عناصری چون ارگ علیشاه، باغ گلستان، مسجد کبود و بازار تاریخی از پایههای هویت فرهنگی تبریز هستند. در لایه مدرن، آثاری چون هتل پارس و برج تجارت جهانی، نمادهای جدید شهر هستند که هویت تجاری و اقتصادی تبریز را بازنمایی میکنند. اگرچه برخی از این پروژهها کاستیهایی دارند، اما در کلیت خود بازتابی از رویکرد معاصر شهر به مدرنیته هستند.
او تأکید کرد که تلفیق این دو لایه، کلید پایداری هویت شهری است:
«حذف یکی و نادیده گرفتن دیگری، موجب گسست تاریخی در ذهن شهروندان میشود.»
سابقه درخشان مدیریت شهری پایدار در تبریز
دکتر نامدار با اشاره به پیشینه غنی مدیریت شهری در تبریز خاطرنشان کرد:«شهر تبریز از دیرباز خاستگاه مدیریت شهری نوین و پایدار در ایران بوده است. تأسیس اولین بلدیه (شهرداری) کشور در این شهر، نشان از درک پیشروی مفاهیم حکمرانی خوب شهری دارد. این تاریخچه مستحکم، مؤید آن است که همواره میتوان با بهرهگیری از خرد جمعی و برنامهریزی اصولی، چالشها را پشت سر گذاشت و به سوی شهری پایدار حرکت کرد. احیای این روحیه و الگوگیری از همان اصول میتواند راهگشای بسیاری از مسائل کنونی شهر باشد.»
چگونه یک المان ماندگار میشود؟
این مدرس دانشگاه با اشاره به بنای میدان ساعت تبریز، آن را نمونهای موفق از یک نماد ماندگار شهری دانست و تشریح کرد:«میدان ساعت به ما نشان میدهد که چگونه یک اثر، از یک “سازه” صرف به یک “نماد” تبدیل میشود. در این بنا، “ساعت” به عنوان نمودی از نظم و مدرنیته، در کالبد یک معماری شاخص و همخوان با بافت تاریخی شهر جای گرفته است. افزون بر این، ساخت این بنا در دوران ارفعالملک، نخستین شهردار تبریز، بر اهمیت مدیریت نوین شهری در خلق نشانههای ماندگار صحه میگذارد.»
پایداری یک نشانه شهری بر دو پایه استوار است:
۱. عوامل ملموس (عینی و فیزیکی): این عوامل شاکله کالبدی اثر را تشکیل میدهند و مستقیماً با حواس پنجگانه درک میشوند.
- مکانیابی صحیح: انتخاب موقعیتی که اثر در تعامل بصری و دسترسی مناسب با شهروندان باشد.
- تناسب حجمی و مقیاس: هماهنگی ابعاد اثر با بافت اطراف و انسانی بودن مقیاس آن.
- رعایت اصول فنی و ساختوساز: بهرهگیری از مصالح باکیفیت و روشهای اجرایی استاندارد برای تضمین دوام.
- طراحی منطبق بر اقلیم: هوشمندی در پاسخگویی به شرایط آبوهوایی (مانند بارش برف، تابش آفتاب و باد).
۲. عوامل ناملموس (ذهنی و معنایی): این عوامل روح و معنای اثر هستند که موجب پیوند عاطفی مردم با آن میشوند.
- پشتوانه تاریخی و فرهنگی: ریشه داشتن در رویدادها، اسطورهها و خاطرات جمعی جامعه.
- کارکرد اجتماعی و هویتی: ایفای نقشی فراتر از تزئین، مانند تقویت حس تعلق، ایجاد نقطه ملاقات یا بازتاب هویت فرهنگی.
- بار معنایی و نمادین: توانایی القای مفاهیمی فراتر از کالبد فیزیکی؛ همانگونه که میدان ساعت، مفهوم «گذر زمان» و «نظم» را نمایندگی میکند.
- قابلیت خاطرهسازی: توانایی تبدیل شدن به بخشی از حافظه جمعی و روایتهای ساکنان شهر.

دکتر نامدار با تأکید بر تعامل این دو دسته عامل هشدار داد:«اگر این معیارهای ناملموس در طراحی نادیده گرفته شوند، نشانهها هرچند از نظر کالبدی کامل باشند، بیروح خواهند بود و به جای جذب و ایجاد حس تعلق، دافعه ایجاد میکنند. نمونه بارز این شکست، برخی از ورودیهای نامناسب تبریز است که به جای ایجاد حس استقبال و غرور، در ناظر نوعی سردی و بینظمی فضایی القا میکنند. یک نماد شهری موفق، تلفیقی هنرمندانه از “زیباییشناسی ملموس” و “معناشناسی ناملموس” است.»
زیبایی یا کارکرد اجتماعی؟
او در پاسخ به پرسشی درباره تقدم زیبایی یا کارکرد اجتماعی گفت:«زیبایی امری نسبی است. آنچه به یک اثر معنا و ماندگاری میبخشد، پیوند آن با تاریخ و ریشههای فرهنگی است. در معماری ایران، میلها و نشانههایی وجود داشتند که بر فرازشان آتش روشن میکردند تا مسیر را نشان دهند. این آثار نه به دلیل زیبایی، بلکه بهسبب معنا و کارکرد فرهنگیشان ماندگار شدند.»
دکتر نامدار با اشاره به نمونههایی مانند پارک دولاویت گفت:«حتی در فضاهای مدرن نیز ارزش نهفته در “خلأ” و “فضای خالی” میتواند همانند حجمهای پر، بار معنایی داشته باشد؛ مسئلهای که در فرهنگهای شرقی هم کاملاً درک شده است.»
نقش مردم در پذیرش نشانههای شهری
وی نقش مردم را در خلق و ماندگاری نشانهها حیاتی دانست:«هیچ اثر شهری بدون نظر مردم نمیتواند پذیرفته شود. مدیر و معمار شهری باید خود را نماینده مردم بداند. در جوامع امروزی، ابزارهایی مانند پلتفرمهای مجازی میتوانند به جمعآوری آرای شهروندان در تصمیمگیریهای شهری کمک کنند.»
دکتر پیشنهاد کرد:«نمایندگان محلهها، متخصصان و چهرههای فرهنگی در فرایندهای تصمیمسازی حضور داشته باشند. در جوامعی مانند اروپای شمالی، تصمیمها بیشتر بر پایه منطق جمعی گرفته میشود، اما در جوامع شرقی، نظرات پراکندهتر و گاه احساسیترند. باید با نگاه منطقی و همدلانه، میان دیدگاههای مختلف تعادل ایجاد کرد.»
خلاقیت، نوآوری و بومیسازی
به باور دکتر نامدار، الگوبرداری در طراحی شهری زمانی ارزشمند است که با بومیسازی همراه شود:
«میتوان از الگوهای جهانی الهام گرفت، اما باید با زبان و هویت بومی بازآفرینی شوند. اگر قرار باشد الگویی از معماری عربی یا اروپایی در تبریز اجرا شود، باید با “کدنویسی فرهنگی و اقلیمی” خاص تبریز تطبیق یابد. تبریز شهر چندلایه است و طراحی در آن باید متناسب با این پیچیدگی انجام گیرد. بدیهی است که به سبب وجود لایههای مختلف تاریخی و فرهنگی در تبریز، این کار نیاز به توجه و دقت بسیار زیادی دارد.»
نشانههای شهری و برندینگ بینالمللی
این معمار و پژوهشگر تأکید کرد که نشانههای شهری میتوانند نقش کلیدی در برندینگ و جذب گردشگر ایفا کنند:
«برج ایفل، اپرای سیدنی، مجسمه مسیح در برزیل و حتی قبرستان پرلاشِز در پاریس، نمونههاییاند که به برند فرهنگی تبدیل شدهاند. این آثار الزاماً کاربردی نیستند، اما بهواسطه تبلیغات و روایتسازی صحیح، جایگاه جهانی یافتهاند. در مقابل، نمونههایی مانند مجسمه مادر در ایروان یا آرامگاههای باکو، با وجود ارزش هنری، به دلیل نبود معرفی مناسب، در سطح بینالمللی چندان شناختهشده نیستند.»
ارزیابی وضعیت طراحی در ایران
او سیاستگذاریهای شهری را متأثر از اولویتهای منطقهای دانست:
«اصفهان بر صنایعدستی و گردشگری تاریخی تمرکز دارد، کاشان بر حفظ خانههای سنتی، و مشهد بر گردشگری زیارتی. اما تبریز به دلیل موقعیت جغرافیایی و تاریخ تجاریاش، باید بر محور تجارت، نوآوری و هویت فرهنگی خود حرکت کند. ما موظف به حفظ طبیعت و تعادل در توسعه هستیم و باید رشد شهری را با توجه به ظرفیتهای واقعی هر منطقه هدایت کنیم.»
نقاط قوت و ضعف تبریز
دکتر نامدار، مهمترین نقطه قوت تبریز را «تعصب و تعلق خاطر مردم» دانست:
«مردم تبریز برای شهرشان ریشهدار فکر میکنند. اگر این روحیه با دید جهانی و برنامهریزی منسجم همراه شود، تبریز بار دیگر میتواند شهر اولینها باشد.»
او معتقد است بافت مرکزی تبریز باید به یک محور پیادهمحور فرهنگی تبدیل شود:
«بازار تاریخی، فضاهای اطراف میدان ساعت و مسیرهای میان آنها میتوانند با طراحی مناسب و ایجاد زیرساختهای لازم، به قلب تپنده تعاملات فرهنگی شهر تبدیل شوند.»
اگر قرار بود نمادی برای تبریز امروز طراحی شود…
دکتر نامدار در پاسخ به این پرسش تأکید کرد که اگر بخواهد نمادی برای تبریز امروز طراحی کند، به سراغ دو ریشه اساسی در هویت شهری تبریز میرود: طبیعت و تاریخ.
او ابتدا به مهرانهرود اشاره کرد و آن را «شاهرگ حیاتی تبریز» دانست که اگر دوباره زنده شود، میتواند به نشانهای از زندگی و پویایی شهر تبدیل شود.
اما در کنار آن، او «مشروطه» را به عنوان محور دوم و شاید مهمترین بستر هویتی تبریز مطرح کرد:
«اگر بخواهم مشروطه را زنده کنم، باید المانهایی طراحی شود که به منطقه مشروطه مربوط باشند. تاریخ مشروطه باید به عنوان یک ایونت، به زبان جهانی معرفی شود. ابنیههای تاریخی داخل شهر، بهویژه در محدوده مشروطه، باید احیا شوند تا روایت آن دوران دوباره در کالبد شهر جریان یابد.»
به گفته دکتر نامدار، مشروطه برای تبریز صرفاً یک واقعه تاریخی نیست، بلکه بخشی از روح اجتماعی و فرهنگی این شهر است؛ رویدادی که برخلاف بسیاری از حرکتهای سیاسی تاریخ، از بطن مردم برخاست و در زندگی روزمره و ذهن جمعی آنان ریشه دواند:
«در کل ایران، مشروطه متعلق به تبریز است. گرچه در سراسر کشور تأثیرگذار بود، اما مردمیترین اتفاقی است که در آذربایجان رخ داده؛ هم اجتماعی است و هم تاریخی. اگر این جنبهها را در طراحی شهری ببینیم، میتوانیم نمادی خلق کنیم که هویت و پیشینه مردم تبریز را بازگو کند.»
او معتقد است بازآفرینی مفهوم مشروطه در فضاهای شهری میتواند پلی باشد میان گذشته و امروز، و یادآور این واقعیت که تبریز همواره شهر آگاهی، مقاومت و نخستینها بوده است.
دکتر نامدار در پایان این بخش گفت:
«برای شهر تبریز نیاز به دیدگاهی متفاوت داریم. مشروطه، موضوعی متمایز و جدا از سایر شهرهاست و اگر قرار است نمادی برای تبریز ساخته شود، باید از دل همین تاریخ و هویت اجتماعی برآید.»
آسیبشناسی مسابقات طراحی شهری
در پایان این گفتمان تخصصی، دکتر شبنم اکبرینامدار به چالشهای اجرای طرحهای شهری در تبریز پرداخت:
«در سالهای اخیر مسابقات متعددی برگزار شد، اما بسیاری از طرحهای برنده هرگز اجرا نشدند. این نشان میدهد که ما از حلقه اجرا رنج میبریم. گاه ساختار مجریان مشکل دارد، گاه طرحها قابلیت اجرا ندارند و گاه منافع شخصی دخالت میکند. اجرای پروژههای شهری نیازمند قاطعیت، هماهنگی و ازخودگذشتگی است. حضور یک طرح ناقص، از نبود طرح بهتر است؛ اما آنچه حیاتی است، وجود اراده و همدلی برای تحقق آن است.»
به باور دکتر شبنم اکبرینامدار، شهر موجودی زنده است که هویت آن از تعامل میان طبیعت، تاریخ، مردم و فضا ساخته میشود. نشانههای شهری اگر در پیوندی زنده با حافظه جمعی طراحی شوند، به عناصر ماندگار و معنابخش شهر تبدیل خواهند شد.
تبریز با لایههای غنی تاریخی، فرهنگی و اجتماعی خود، ظرفیت آن را دارد که از رهگذر بازآفرینی هوشمندانه نشانههایش، بار دیگر به شهری با هویتی جهانی و ماندگار بدل شود.
گفتگو و تنظیم: روفیا اقدم
آرمیندخت نوتاش
عکس از:اسرا مرادی

دیدگاهتان را بنویسید