معماری در ذات خود ترکیبی کمنظیر از هنر، مهندسی، روانشناسی فضا و درک عمیق از فرهنگ و زیباشناسی است. همین ویژگیهاست که این رشته را برای نسلهای مختلف جذاب و الهامبخش کرده و موجب شده شمار زیادی از جوانان، مشتاقانه وارد مسیر تحصیل در آن شوند. اما امروز، باوجود ظرفیتهای بیبدیل این حوزه، شاهد روندی نگرانکننده هستیم: تبدیل معماری از یک حرفه علمی و تخصصی به ابزاری برای شهرتطلبی و نمایشگری.
در سالهای اخیر، حضور گسترده تحصیلکردگان معماری—در کنار کسانی که حتی آموزش رسمی در این حوزه ندارند ولی به شدت مدعی هستند—باعث شده برخی افراد بهجای تمرکز بر تولید اثر معماری ارزشمند، معماری را وسیلهای برای کسب درآمد آسان از مسیرهای غیرتخصصی بدانند. بهجای اینکه دفتر طراحی و مهارتهای حرفهای مسیر اصلی رشد باشد، سمینارها و همایشهای کممایه و بی نتیجه برگزار میشود؛ جلساتی که نه تنها فاقد محتوای علمی جدیاند بلکه عملاً به صحنهای برای دیدهشدن تبدیل شدهاند.
از سوی دیگر، فضای مجازی به میدان اصلی شوآف معماری بدل شده است. برخی با نمایش اغراقآمیز کارهای سطحی یا تکنیکهای بصری جذاب اما غیرواقعی و برخی حتی با نمایش و عرضه خود مخاطب را فریب میدهند و مشتریان را در انتخاب متخصص واقعی سردرگم میکنند. این رفتارها باعث شده مرز بین کار حرفهای و کار نمایشی کمرنگ شود و کیفیت واقعی معماری، زیر سایه جلوهگریها پنهان بماند. نتیجه این فضا چیزی نیست جز بیاعتمادی عمومی و دشوارتر شدن مسیر برای معماران کاربلد و متعهد.
این وضعیت آشفته، صرفاً یک مسأله فردی نیست؛ یک بحران ساختاری است و برای اصلاح آن باید نهادهای رسمی و حرفهای وارد عمل شوند.
- سازمان نظام مهندسی ساختمان باید نظارتهای سختگیرانهتری بر فعالیتهای حرفهای، مجوزها، تبلیغات و ارائه خدمات معماری اعمال کند.
- انجمنهای صنفی معماری و طراحی داخلی لازم است معیارهای روشنتری برای فعالیت اعضا ارائه کرده و در برابر رفتارهای غیراخلاقی و فریبنده موضعگیری شفاف داشته باشند.
- دانشگاهها نیز باید رسالت اصلی خود را در تربیت معمارانی با دانش عمیق، مهارت واقعی و اخلاق حرفهای بهدرستی ایفا کنند و اجازه ندهند جذب دانشجو صرفاً به یک چرخه اقتصادی تبدیل شود.
در کنار اینها، فرهنگسازی در میان مردم یک ضرورت اساسی است. کارفرمایان باید بیاموزند که انتخاب معمار، یک تصمیم حیاتی برای کیفیت زندگی و سرمایه آنهاست و نباید تحت تأثیر ظواهر، دنبالکنندگان شبکههای اجتماعی، تبلیغات اغراقآمیز و یا چهره جذاب معمار قرار گیرند. تنها با ارتقای سطح آگاهی عمومی است که میتوان بساط سوءاستفادهگران را جمع کرد و میدان را به دست حرفهایهایی سپرد که با دانش، تجربه و صداقت فعالیت میکنند.
در نهایت، معماری تنها یک حرفه نیست؛ مسؤولیتی است نسبت به فضا، انسان و آینده شهرها. اگر امروز اجازه دهیم این حوزه به صحنه نمایش و شهرتطلبی تقلیل یابد، فردا به بهای از دسترفتن کیفیت زندگی و هویت شهری، تاوان آن را خواهیم پرداخت. اکنون زمان آن رسیده است که نهادهای مسئول، دانشگاهها و جامعه حرفهای دستبهدست هم دهند تا این مسیر را اصلاح کرده و جایگاه واقعی معماری را بازگردانند؛ جایگاهی که شایسته آن: خلق ارزش، نه خلق شهرت.

دیدگاهتان را بنویسید