در سال ۱۴۰۰، رئیسجمهور وقت، شهید آیتالله سیدابراهیم رئیسی، با هدف پاسخ به بحران مزمن مسکن، وعدهای بزرگ داد: ساخت ۴ میلیون واحد مسکونی برای فاقدان مسکن در سطح کشور؛ وعدهای که به معنای ساخت سالانه یک میلیون واحد مسکونی بود و امید تازهای در دل میلیونها خانوار مستأجر و کمدرآمد ایجاد کرد.
این وعده در شرایطی مطرح شد که شاخصهای اقتصادی کشور، هرچند نگرانکننده، اما قابل پیشبینیتر از امروز بود. در شهریور ۱۴۰۰، قیمت دلار در بازار آزاد در بازه ۲۷ تا ۲۸ هزار تومان قرار داشت و هر گرم طلای ۱۸ عیار حدود ۱ تا ۱.۲ میلیون تومان معامله میشد. بر همین اساس، اعلام شد که متقاضیان نهضت ملی مسکن میتوانند با آوردهای در حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیون تومان و پرداخت اقساطی، صاحب خانه شوند؛ وعدهای که برای بخش بزرگی از جامعه، هرچند دشوار، اما دستیافتنی به نظر میرسید.
اما اکنون، با گذشت چهار سال از آن وعده، واقعیتها تصویر دیگری را نشان میدهند.
بر اساس اعلام وزارت راه و شهرسازی، از سال ۱۴۰۰ تاکنون ساخت حدود ۲.۶ میلیون واحد مسکونی آغاز شده، اما در عمل تنها ۴۱ تا ۴۲ هزار واحد تکمیل و تحویل متقاضیان شده است. این آمار، شکاف عمیق میان «شروع پروژه» و «تحویل واقعی مسکن» را بهروشنی آشکار میکند؛ شکافی که اعتماد عمومی به این طرح را بهشدت تحت تأثیر قرار داده است.
در این مدت، تحولات سیاسی و اقتصادی گستردهای در داخل و منطقه خاورمیانه رخ داده است. شهادت رئیسجمهور دولت سیزدهم، تغییر ساختار اجرایی کشور و روی کار آمدن دولت چهاردهم به ریاست مسعود پزشکیان، همگی بر روند تصمیمگیری و اجرای پروژههای کلان، از جمله نهضت ملی مسکن، سایه انداختهاند.
آنچه بیش از همه سرنوشت نهضت ملی مسکن را در هالهای از ابهام فرو برده، سقوط شدید قدرت خرید مردم است. در هفته سوم آذرماه ۱۴۰۴، قیمت دلار آمریکا در بازار آزاد به حدود ۱۲۵٬۷۵۰ تومان رسیده و هر گرم طلای ۱۸ عیار حدود ۱۲٬۸۳۱٬۰۰۰ تومان معامله میشود؛ ارقامی که نسبت به سال ۱۴۰۰ رشد چندبرابری را نشان میدهد.
این جهش قیمتی در شرایطی رخ داده که نرخ تورم حدود ۴۱ درصد گزارش میشود و هزینههای زندگی، از خوراک و حملونقل گرفته تا انرژی و بنزین، بهصورت مستمر در حال افزایش است. در چنین فضایی، طبیعی است که توان پسانداز خانوارها به حداقل برسد و تأمین آورده اولیه مسکن به رؤیایی دستنیافتنی تبدیل شود.
در حالی که در ابتدای طرح اعلام میشد واحدهای نهضت ملی مسکن با آوردهای حدود ۴۰۰ میلیون تومان بهصورت اقساطی تحویل داده میشوند، اکنون شنیدهها و گزارشها حاکی از آن است که متقاضیان باید آوردهای بیش از یک میلیارد تومان تأمین کنند. این رقم، برای بخش بزرگی از جامعه هدف این طرح—یعنی کارگران، کارمندان، جوانان و دهکهای متوسط و پایین—عملاً غیرقابل تأمین است.
مجموع این عوامل باعث شده است که نهضت ملی مسکن، که قرار بود راهحلی برای بحران مسکن باشد، امروز خود به نمادی از ابهام، تأخیر و ناتوانی اقتصادی خانوارها تبدیل شود. بدون شفافسازی در هزینهها، بازنگری جدی در مدل تأمین مالی، کنترل تورم و افزایش واقعی قدرت خرید مردم، بیم آن میرود که بخش قابل توجهی از پروژهها نیمهتمام بماند و متقاضیان، پس از سالها انتظار، از ادامه مسیر بازبمانند.
نهضت ملی مسکن، بیش از هر زمان دیگری، نیازمند تصمیمات شجاعانه، سیاستگذاری واقعبینانه و حمایت عملی از مردم است؛ در غیر این صورت، فاصله میان وعدهها و واقعیتها، هر روز عمیقتر خواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید