در سالهای اخیر، کاهش محسوس بارندگی و تداوم دورههای خشکسالی به یکی از جدیترین چالشهای محیطزیستی ایران تبدیل شده است؛ پدیدهای که آثار آن نهتنها در آمارهای هواشناسی، بلکه در زندگی روزمره مردم، کشاورزی، منابع آب و پایداری سرزمین بهروشنی قابل مشاهده است. افت شدید سطح آبهای زیرزمینی، خشک شدن تالابها، کاهش دبی رودخانهها و بروز فرونشست زمین در دشتهای کشور، همگی نشانههایی از فشار فزاینده بر نظام طبیعی آب و خاک ایران هستند.
تداوم این شرایط، در کنار ضعف مدیریت منابع آب و تغییرات اقلیمی جهانی، زمینهساز شکلگیری روایتها و تفسیرهای غیرمتعارف نیز شده است. در این میان، ایده «دستکاری عمدی بارشها» یا آنچه در ادبیات عمومی با عنوان «ابردزدی» شناخته میشود، توجه افکار عمومی را به خود جلب کرده است. برخی دیدگاهها، با استناد به تحولات اقلیمی منطقه و نقش کشورهای همسایه، مدعیاند که از ورود ابرها به آسمان ایران جلوگیری میشود یا فناوریهایی مانند پروژه هارپ (HAARP) در تغییر الگوهای بارندگی نقش دارند. طرح این مباحث، حتی از سوی برخی چهرههای دانشگاهی، باعث شده است که مرز میان تحلیل علمی و گمانهزنیهای شبهعلمی برای مخاطب عام مبهم شود.
با این حال، علم اقلیمشناسی بر پایه دادههای بلندمدت، مدلهای فیزیکی و شواهد تجربی استوار است. تغییرات بارندگی در ایران را میتوان در چارچوب نوسانات طبیعی اقلیم، گرمایش جهانی، تغییر الگوهای گردش جو، جابهجایی سامانههای بارشی مدیترانهای و پرفشارهای جنبحارهای تحلیل کرد. تاکنون هیچ سند علمی معتبر و تأییدشدهای وجود ندارد که نشان دهد کشوری یا فناوری مشخصی قادر است در مقیاس منطقهای، بهطور هدفمند مانع بارش ابرها یا «سرقت» بارندگی شود. حتی فناوریهای شناختهشدهای مانند بارورسازی ابرها نیز اثراتی محدود، محلی و وابسته به شرایط خاص جوی دارند و توان تغییر اقلیم در مقیاس وسیع را ندارند.
بارندگیهای قابل توجه آذرماه امسال، که در برخی مناطق طی کمتر از ده روز به بیش از ۶۰ میلیمتر رسیده و همچنان ادامه دارد، پرسشی جدی را پیش روی این ادعاها قرار میدهد. اگر ابرها «دزدیده» میشوند یا ورود آنها به کشور بهطور سیستماتیک مسدود شده است، چگونه چنین سامانههای بارشی فعالی شکل گرفته و بخشهایی از کشور را تحت تأثیر قرار دادهاند؟ این رخدادها نشان میدهد که اقلیم، پدیدهای پویا و نوسانی است و دورههای خشکسالی میتوانند با دورههای ترسالی مقطعی جایگزین شوند، بیآنکه لزوماً عامل انسانی پنهانی در کار باشد.
واقعیت آن است که تمرکز بیش از حد بر نظریههای توطئه، میتواند ما را از پرداختن به ریشههای واقعی بحران آب بازدارد؛ ریشههایی چون مصرف بیرویه، الگوی ناپایدار کشاورزی، توسعه نامتوازن و ضعف حکمرانی آب. پرسش اصلی امروز، نه این است که آیا «ابردزدی» واقعیت دارد یا خیر، بلکه این است که چگونه میتوان با اتکا به علم، داده و مدیریت هوشمندانه، تابآوری کشور را در برابر نوسانات اقلیمی افزایش داد. پاسخ به این پرسش، بسیار حیاتیتر و اثربخشتر از جستوجوی دشمنی نامرئی در آسمان است.
به قلم دکتر محمد مسافری
فعال محیط زیست و پژوهشگر برتر دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تبریز در سال ۱۴۰۴

دیدگاهتان را بنویسید