برای شهری مانند تبریز که همواره در تاریخ معاصر ایران پیشروِ تحولات شهری و مدنی بوده، ساختمان شورای شهر صرفاً یک پروژه عمرانی نیست؛ این بنا ویترین کیفیت تصمیمگیری معماری در مدیریت شهری است. به همین دلیل بررسی ساختمان جدید شورای اسلامی شهر تبریز برای مخاطب «سازه خبر» نه از سر سلیقه، بلکه از منظر مسئولیت حرفهای ضروری است. وقتی نهادی که باید درباره سیما و کالبد شهر تصمیم بگیرد، خود صاحب یک ساختمان تازهساخت میشود، آن بنا بهطور طبیعی به شاخص سنجش فهم معماری در بدنه مدیریت شهری تبدیل میشود.
ساختمان شورا در هر شهری باید نماد حکمرانی محلی باشد؛ ساختمانی که شهروند با دیدنش بفهمد اینجا محل تصمیمسازی برای سرنوشت شهر است. چنین بنایی نه باید به یک مجتمع اداری بیهویت تقلیل یابد و نه صرفاً به یک حجم پرهزینه بدون روایت شهری تبدیل شود. اما مسئله دقیقاً همینجاست: ساختمان جدید شورای شهر تبریز بیش از آنکه «نهاد» را نمایندگی کند، شبیه یک ساختمان اداری متعارف است که میتوانست متعلق به هر سازمان دیگری باشد. فقدان خوانایی نهادی، نخستین ضعف جدی آن است.
در جهان امروز، ساختمانهای شورا و شهرداریها تلاش میکنند یا با اقتدار معماری کلاسیک، شأن نهادی خود را تثبیت کنند، یا با شفافیت و دعوتکنندگی معماری معاصر، مفهوم پاسخگویی را بازنمایی کنند. برای مثال ساختمان سیتی هال شهر لندن، با فرم متمایز و فضای عمومی پیرامونیاش، به یک بیانیه شهری تبدیل شده و رابطهای فعال با شهر برقرار میکند. حتی ساختمان تاریخی سیتی هال نیویورک با وجود قدمتش، همچنان شأن نهادی و خوانایی فضایی خود را حفظ کرده است. مقایسه با این نمونهها نه از سر شیفتگی به غرب، بلکه برای فهم یک اصل حرفهای است: ساختمان حکمرانی باید «شاخص» باشد، نه خنثی.
در ساختمان جدید شورای شهر تبریز، مشکل صرفاً زیباییشناسی نیست؛ مسئله نبود یک ایده معماری منسجم است. نما فاقد روایتی روشن از هویت شهری تبریز است. نه ارجاعی معنادار به پیشینه تاریخی شهر دیده میشود و نه بیانی جسورانه از آینده آن. نتیجه، بنایی است که در مقیاس شهری اثرگذاری محدودی دارد و در حافظه جمعی ماندگار نخواهد شد. این همان خطری است که معماری ساختمانهای عمومی را تهدید میکند: تبدیل شدن به پروژهای صرفاً اجرایی بدون اندیشه راهبردی.
سالن جلسات شورا، که باید قلب نمادین ساختمان باشد، نیز از این وضعیت مستثنا نیست. چنین فضایی باید حس وقار، تمرکز و شأن نهادی ایجاد کند؛ باید از نظر تناسبات، نور، آکوستیک و کیفیت متریال در تراز یک فضای تصمیمگیری شهری باشد. اگر این فضا بیشتر به یک سالن همایش معمولی شباهت داشته باشد تا مجلسی برای سیاستگذاری شهری، مسئله فقط طراحی داخلی نیست؛ بلکه بازنمایی نادرست جایگاه نهادی شورا است. در معماری حکمرانی، کیفیت فضا مستقیماً با کیفیت تصویر عمومی نهاد گره خورده است.
نکتهای که نقد را جدیتر میکند، بستر حرفهای شهر است. تبریز دارای جامعه بزرگ معماران، دانشگاههای فعال و بدنه تخصصی در شهرداری و نظام مهندسی است. در چنین شرایطی، این پرسش بهطور جدی مطرح میشود که آیا فرآیند طراحی این ساختمان در تراز یک پروژه عمومی شاخص بوده است؟ آیا مسابقه معماری برگزار شد؟ آیا رقابت حرفهای شکل گرفت؟ در بسیاری از کشورها، ساختمانهای عمومی مهم بدون مسابقه طراحی اساساً قابل تصور نیستند، زیرا کیفیت معماری نتیجه رقابت و داوری تخصصی است، نه صرفاً انجام یک قرارداد. اگر این فرآیند طی نشده باشد، مسئله فقط یک ساختمان نیست؛ مسئله سازوکار تولید معماری در مدیریت شهری است.
شورای شهر نهادی است که درباره طرحهای تفصیلی، نماهای شهری و کیفیت ساختوساز تصمیم میگیرد. بنابراین ساختمان خودش باید در تراز استانداردی باشد که از دیگران مطالبه میکند. نمیتوان از شهروندان و معماران انتظار کیفیت داشت اما در مهمترین ساختمان عمومی شهر به حداقلها رضایت داد. این تناقض، نقد اصلی ماست.
در نهایت، ساختمان جدید شورای شهر تبریز آزمونی برای فهم ما از معماری عمومی است. اگر آن را صرفاً یک پروژه اداری بدانیم، همین کیفیت کافی است. اما اگر باور داریم که معماری بخشی از فرهنگ و هویت شهری است، آنگاه باید بپذیریم که این بنا میتوانست ـ و باید ـ بسیار فراتر از وضعیت فعلی باشد. مسئله بر سر یک سلیقه یا یک نما نیست؛ مسئله بر سر سطح توقع ما از معماری در شهری است که خود را پیشرو میداند.
آرمین دخت نوتاش
معمار و پژوهشگر

دیدگاهتان را بنویسید