در بازدیدی که از یک پروژه تخریبشده در جنگ اخیر داشتم، مشاهده شد که ضعف در طراحی و اجرای اتصالات میتواند در برابر موج ناشی از انفجار، منجر به تخریبهای جدی شود.
در این پروژه، ضخامت کم صفحه اتصال (Gusset Plate) و کیفیت نامناسب جوش، باعث شکست زودرس اتصالات و جدا شدن مهاربندها شده بود.پس از چندین بازدید میدانی، جمعبندی بنده به شرح زیر است.
۱- در صورتی که ستونهای سازه در اثر انفجار دچار آسیب جدی (اعوجاج قابل توجه، کمانش محلی، کاهش قابل ملاحظه ظرفیت باربری باقیمانده یا خطر فروپاشی پیشرونده) شده باشند، نوسازی کامل نسبت به مقاومسازی ارجحیت دارد. اما اگر ستونها عمدتاً سالم بوده یا تنها تعداد محدودی از آنها آسیب جزئی دیده باشند، مقاومسازی گزینه مناسبتری خواهد بود. بنابراین، مهمترین معیار تصمیمگیری، ارزیابی دقیق وضعیت ستونها و ظرفیت باقیمانده آنهاست.
۲- ساختمانهایی که در اثر برخورد مستقیم (مانند اصابت موشک یا بمب) دچار آسیب شدهاند، به دلیل تخریب شدید، اعوجاج یا کاهش ظرفیت ستونها، معمولاً گزینه مناسبی برای مقاومسازی نیستند. در مقابل، ساختمانهایی که آسیب آنها ناشی از موج انفجار (blast wave) یا بار جانبی ناشی از ریزش ساختمانهای مجاور است، در صورت سالم بودن یا آسیب جزئی ستونها، پتانسیل بالایی برای مقاومسازی با روشهایی مانند تقویت اتصالات مهاربندی، اضافه کردن اعضای جدید، یا استفاده از ژاکت فولادی/FRP دارند.
۳- پس از بازدید اولیه و در صورتی که ظاهر ستونها سالم به نظر برسد، ضروری است نقشهبرداری دقیق (با ابزارهای لیزری یا اسکن سهبعدی)، بررسی اعوجاج (out-of-plumbness)، انجام شود. در صورت عدم مشاهده اعوجاج یا آسیب ساختاری قابلتوجه و تأیید ظرفیت باقیمانده، گزینه مقاومسازی در اولویت قرار خواهد گرفت. بررسی احتمال فروپاشی پیشرونده (Progressive Collapse) با سناریوی حذف ستون آسیبدیده نیز از الزامات است.
۴- در حال حاضر، حمایتهای دولتی برای ساختمان های آسیب دیده ناشی از جنگ شامل مجوز ساخت طبقات بیشتر میشود و کمک نقدی مستقیم و گسترده برای نوسازی ارائه نمیشود. این رویکرد در برخی موارد باعث میشود ملاحظات اقتصادی و شهری بر ارزیابی فنی خالص اولویت پیدا کند و مالکان حتی در شرایطی که از نظر مهندسی مقاومسازی گزینه مناسبتری است، به سمت نوسازی سوق داده شوند.

مهندس رضا تنباکوچی
مدرس و محاسب و مقاوم ساز

عالی بود.