نورپردازی نمای ساختمانهای مسکونی ازجمله موضوعاتی است که معمولاً در آخرین مراحل پروژه و زمانی که تصور می شود کار تمام شده است، به میدان بحث و اختلاف تبدیل میشود.
کارفرما میخواهد ساختمانش در شب دیده شود، طراح تلاش میکند هویت معماری بنا را حفظ کند، شهرداری به سیمای شهری میاندیشد و ناظر نیز به دنبال انطباق طرح با ضوابط و مقررات است. حاصل این کشمکش امکان دارد یک نورپردازی متعادل و حرفهای باشد ویا نمایی به دست اید که بیشتر از یک اثر معماری، به یک تابلو تبلیغاتی شبانه شباهت پیدا کند.
این موضوع در شهرهایی مانند تبریز نیز بهخوبی قابل مشاهده است. همزمان با گسترش ساختوسازهای جدید، نورپردازی نما به یکی از ابزارهای معرفی و حتی بازاریابی ساختمانها تبدیل شده است. در برخی محورهای شهری ، میتوان نوعی رقابت نانوشته برای دیده شدن بیشتر در شب را مشاهده کرد؛ رقابتی که در آن تعداد چراغها، شدت نور و گستره روشنایی، به شاخصی برای جلب توجه تبدیل میشود.
در سالهای اخیر با افزایش توجه به کیفیت منظر شهری، موضوع نورپردازی نما نیز بیش از گذشته وارد حوزه ضوابط و مقررات شده است. در ایران بخشی از این موضوع در مبحث ۲۴ مقررات ملی ساختمان و همچنین دستورالعملهای مرتبط با نما و منظر شهری مورد توجه قرار گرفته است. با این حال هنوز هم در بسیاری از پروژهها این پرسش مطرح میشود که مرز میان یک نورپردازی مطلوب و یک نورپردازی نامناسب دقیقاً کجاست؟
پاسخ این پرسش را نمیتوان تنها در سلیقه طراح یا خواسته کارفرما جستوجو کرد. در دهههای اخیر، پژوهشهای گسترده و تجربیات بینالمللی نگاه تازهای به نورپردازی شهری ایجاد کردهاند؛ نگاهی که در آن نور دیگر صرفاً ابزاری برای جلب توجه نیست، بلکه بخشی از کیفیت محیط شهری محسوب میشود.
در این میان، کمیسیون بین المللی روشناییCIE) (،که یکی از مهمترین مراجع تخصصی جهان در حوزه نور و روشنایی به شمار میرود، نقش مهمی در شکلگیری استانداردهای نوین داشته است. نکته قابل توجه در این موضوع، آن است که برخلاف تصور عمومی، بسیاری از توصیههای جدید این نهاد بر «کاهش نورهای غیرضروری» و «کنترل اثرات جانبی نور» تأکید دارند.
بر اساس این رویکرد، نورتنها باید به محل مورد نیازدر بنای مسکونی (یا کاربری های دیگر) تابیده شود. نوری که به آسمان فرار میکند، وارد پنجره ساختمانهای مجاور میشود یا موجب خیرگی عابران و رانندگان میگردد، دیگر یک انتخاب طراحی محسوب نمیشود، بلکه نوعی آلودگی محیطی به شمار میآید. به همین دلیل در بسیاری از شهرهای جهان، کنترل آلودگی نوری به یکی از ارکان اصلی طراحی روشنایی تبدیل شده است.
اصل دیگری که در استانداردهای جهانی مورد توجه قرار گرفته، پرهیز از نورپردازیهای اغراقآمیز است. در گذشته هرچه ساختمان در شب روشنتر دیده میشد، موفقتر تلقی میگردید. اما امروزه در بسیاری از پروژههای شاخص مسکونی، هدف اصلی خواناتر کردن معماری است، نه پوشاندن آن زیر لایهای از نور. در چنین رویکردی، ورودی ساختمان، مسیرهای دسترسی، عناصر شاخص حجمی و جزئیات ارزشمند معماری مورد تأکید قرار میگیرند و از روشن کردن بیهدف تمام سطوح نما پرهیز میشود.
همچنین در بسیاری از دستورالعملهای جدید، استفاده از نورهای بسیار سرد و خیرهکننده مورد بازنگری قرار گرفته است. مطالعات نشان دادهاند که نورهای با دمای رنگ بالا نه تنها در افزایش آلودگی نوری نقش دارند، بلکه میتوانند بر آسایش بصری شهروندان و حتی کیفیت آسمان شب نیز تأثیر بگذارند. به همین دلیل امروزه در بسیاری از پروژههای مسکونی، نورهای گرم و متعادل جایگزین نورهای سفید یخی و پرشدت شدهاند.
در چنین شرایطی، بازخوانی ضوابط مرتبط با نورپردازی نما در کشور ما نیز اهمیت بیشتری پیدا میکند. اگرچه محدودیتهای موجود گاه از نگاه برخی طراحان یا سرمایهگذاران مانعی برای زیبایی ساختمان تلقی میشوند، اما تجربه جهانی نشان میدهد که فلسفه اصلی این ضوابط نه محدود کردن معماری، بلکه ایجاد تعادل میان منافع فردی و منافع عمومی است.
شاید مهمترین تفاوت میان نگاه بازار و رویکرد معاصرو علمی به نورپردازی در همین نقطه نهفته باشد.اگر در گذشته این پرسش مطرح میشد که: چگونه ساختمان بیشتر دیده شود؟ امروز سؤال اصلی این گونه مطرح میشود:چگونه ساختمان دیده شود، بدون آنکه آرامش شهر از بین برود؟
شهرهای امروزما بیش از هر زمان دیگری به این تعادل نیاز دارند؛ تعادلی میان حق دیده شدن یک بنا و حق برخورداری شهروندان از محیطی آرام، خوانا و عاری از آلودگی نوری. به همین دلیل است که در استانداردهای جدید جهان، نورپردازی موفق نه آن است که بیشترین توجه را جلب کند، بلکه آن است که بیشترین احترام را به شهر و شهروندان بگذارد.
آرمین دخت نوتاش سنگتراش
معمار و پژوهشگر

دیدگاهتان را بنویسید