معماری ایرانی – اسلامی، بهعنوان یکی از برجستهترین جلوههای فرهنگ، اندیشه و جهانبینی این سرزمین، امروزه بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازشناسی و بازگشت به هویت اصیل خود است.
معماری در ایران نهفقط هنر ساختوساز، بلکه زبان بیان روح جمعی و فرهنگی یک ملت بوده است. این زبان، در طول قرون، هویت شهرها و آرامش زندگی مردم را شکل داده است. از این رو، حفظ و احیای آن ضرورتی فرهنگی و اجتماعی است، نه صرفاً یک دغدغه حرفهای.
در این مسیر، تشکلها، انجمنها و نهادهای حرفهای معماری میتوانند و باید نقشی اساسی ایفا کنند. این نهادها با ماهیت جمعی خود قادرند حلقهی اتصال میان معماران، دانشگاهها، مدیران شهری و جامعه باشند و از رهگذر هماندیشی و همافزایی، جهتگیری معماری کشور را در مسیر اصالت و کیفیت هدایت کنند. اما متأسفانه، واقعیت امروز نشان میدهد که این ظرفیت ارزشمند، بهویژه در استان آذربایجان شرقی، آنگونه که شایسته است مورد استفاده قرار نگرفته است.
انجمن صنفی معماران آذربایجان شرقی که حدود دو دهه از فعالیت آن میگذرد، میتوانست به عنوان نهادی مرجع، آگاه و اثرگذار در حوزهی اندیشه و عمل معماری عمل کند. با این حال، تجربه سالهای اخیر گواه آن است که این انجمن در بیشتر مواقع تنها در ایام انتخابات مختلف و فضای رقابتهای صنفی فعال میشود و پس از آن، فعالیتها به تدریج فروکش کرده و به حداقل میرسد. در نتیجه، از نقش اصلی خود در هدایت جریان معماری، نقد روندهای نادرست شهری و ترویج هویت ایرانی فاصله گرفته است.
بخش قابل توجهی از این ناکامی، ناشی از آن است که برخی از تشکلها به جای پایبندی به رسالت صنفی و فرهنگی خویش، گرفتار نگاههای محدود، سلیقهای و گاه شخصی یا جناحی شدهاند. در حالیکه ماهیت و فلسفهی وجودی انجمنها بر پایهی جمعگرایی، همفکری و مشارکت برابر تمامی اعضا با گرایشها و دیدگاههای متفاوت استوار است، هرگاه این نهادها به حیاط خلوت گروهی خاص بدل شوند، اعتماد بدنهی معماران از میان میرود و کارکرد اصلیشان در جامعه از دست میرود.
تشکلهای معماری نباید در انحصار طیف یا جناح خاصی قرار گیرند. آنان باید نماد وحدت، گفتوگو و همافزایی فکری باشند. تنها با احترام به تنوع سلیقهها و آرا و با پرهیز از تصمیمگیریهای شخصی میتوانند به جایگاه واقعی خود بازگردند. وظیفهی اصلی آنان نه در پیگیری منافع فردی، بلکه در پاسداری از روح و هویت معماری ایرانی – اسلامی، ارتقای سطح فرهنگ عمومی در زمینه معماری، و اثرگذاری مثبت بر سیمای شهری و کیفیت زندگی مردم است.
امروز بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد که تشکلها و انجمنهای معماری کشور، بهویژه در استانهای پیشرو همچون آذربایجان شرقی، با رویکردی علمی، فرهنگی و مستقل از منافع زودگذر بازتعریف شوند. انجمنها باید به جای فعالیتهای مقطعی، به ایجاد بسترهای پایدار برای آموزش، نقد معماری معاصر، تعامل با دانشگاهها و نهادهای شهری، و ترویج ارزشهای هویت ایرانی بپردازند.
در نهایت، بازگشت به هویت اصیل معماری ایرانی – اسلامی نه یک شعار زیباشناسانه، بلکه ضرورتی حیاتی برای پایداری فرهنگی، اجتماعی و زیستمحیطی شهرهای ماست. زمانی که تشکلها از خودمحوری و جناحگرایی فاصله بگیرند و با صداقت و خرد جمعی در خدمت معماری و مردم باشند، آنگاه میتوان امید داشت که سیمای شهرهای ما بار دیگر بازتابدهندهی اصالت، معنا و شکوه فرهنگ ایرانی – اسلامی گردد.

دیدگاهتان را بنویسید