نشست تخصصی بررسی چالش های بازآفرینی شهری در تبریز با حضور دکتر رسول قربانی مدرس و عضو هیئت علمی دانشگاه تبریز، دکتر رسول وظیفه شناس مدرس و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی، مهندس سید حسین هاشمی سردبیر پایگاه سازه خبر و مهندس آرمیندخت نوتاش معمار و عضو هیئت تحریریه این رسانه تخصصی برگزار شد.
به گزارش سازه خبر،بازآفرینی شهری در سیر تحول مفاهیم شهرسازی، از مداخلات عمدتاً کالبدی در بافتهای فرسوده و ناکارآمد، به رویکردی یکپارچه برای احیای عملکردهای شهری و ارتقای کیفیت زندگی تغییر یافته است. در رویکردهای پیشین، بهسازی، نوسازی و بازسازی بناها و زیرساختها سهم عمدهای در مداخلات شهری داشتند؛ اما در رویکرد معاصر، پایداری اقتصادی، انسجام اجتماعی، حفاظت از میراث فرهنگی، ارتقای کیفیت محیطی، تابآوری و مشارکت شهروندان نیز در کانون برنامهریزی قرار گرفتهاند. از این منظر، بازآفرینی شهری صرفاً تغییر سیمای کالبدی یک محدوده نیست، بلکه فرایندی بلندمدت برای بازیابی ظرفیتهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و محیطی آن است؛ فرایندی که موفقیت آن به هماهنگی میان سیاستگذاری، برنامهریزی، اجرا و مدیریت مستمر وابسته است.
تبریز؛ شهری با ظرفیت تاریخی و ضرورت مداخله یکپارچه
تبریز با پیشینه تاریخی و فرهنگی گسترده و نقشآفرینی در تحولات منطقهای، از ظرفیتهای قابلتوجهی برای بازآفرینی شهری برخوردار است. با این حال، برخورداری از میراث تاریخی ارزشمند، بهتنهایی تضمینکننده پویایی بافتهای شهری نیست. بخشهایی از شهر با مسائل ناشی از ناکارآمدی کالبدی، کمبود زیرساختها، مخاطرات محیطی و کاهش کیفیت زندگی مواجهاند؛ مسائلی که حل آنها مستلزم عبور از اقدامات پراکنده و حرکت بهسوی برنامهریزی یکپارچه است.
در همین چارچوب، دانشگاه تبریز میزبان کنفرانس ملی «بازآفرینی شهری پایدار؛ از چالشهای امروز تا شهرهای فردا» خواهد بود. این رویداد با تمرکز بر ابعاد علمی، اجرایی و سیاستگذاری بازآفرینی شهری، فرصتی برای بررسی تجربههای موجود، شناسایی موانع تحقق برنامهها و تقویت ارتباط میان جامعه دانشگاهی و نهادهای تصمیمگیر فراهم میکند.
نشست تخصصی بررسی چالش های بازآفرینی شهری با حضور دکتر رسول قربانی مدرس و عضو هیئت علمی دانشگاه تبریز دبیر این همایش و دکتر رسول وظیفه شناس مدرس و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی یکی از مسائل محوری بازآفرینی شهری در تبریز، ضرورت پیوند میان ظرفیتهای موجود و شکلگیری یک نظام هماهنگ برای برنامهریزی و اجرا عنوان میشود؛ مسئلهای که در کنار کمبودها و چالشهای زیرساختی، جایگاه دانشگاه و مشارکت شهروندان را نیز برجسته میکند.
دکتر قربانی با اشاره به دغدغههای مطرحشده در نشستهای تخصصی با پیشکسوتان و متخصصان شهری، بر ضرورت ارتقای جایگاه شهرسازی در تصمیمگیریهای شهری تأکید میکند. به اعتقاد او، شهرسازی صرفاً به طراحی معابر، ساختمانها یا فضاهای عمومی محدود نیست، بلکه بستری را شکل میدهد که بخش مهمی از زندگی شهروندان در آن جریان دارد. کیفیت این بستر بر رشد اقتصادی، انسجام اجتماعی، شکوفایی فعالیتهای فرهنگی و وضعیت محیط زیست شهری اثرگذار است.
از این منظر، بازآفرینی شهری علاوه بر یک ضرورت تخصصی، بخشی از مسئولیت اجتماعی دانشگاه و متخصصان این حوزه است. انتخاب این رویکرد برای تبریز نیز از آن جهت اهمیت دارد که میتواند با تکیه بر ظرفیتهای موجود، اولویتبندی مداخلات و بهرهگیری از مشارکت اجتماعی، زمینه بهبود کیفیت محیط شهری را فراهم کند.
به گفته دکتر قربانی، تبریز در سال ۱۳۷۰ در شمار شش شهری قرار گرفته است که بهعنوان محور تاریخی ـ فرهنگی در شورای عالی معماری و شهرسازی ایران مصوب شدند. همچنین، طرح دوم و سوم بافت تاریخی تبریز به تصویب رسیده و بنا بر اطلاعات ارائهشده در این نشست، بیش از هزار هکتار از محدوده شهر را بافتهای ناکارآمد تشکیل میدهند. بخشی از این محدودهها نیز با مخاطراتی از جمله خطر لغزش مواجهاند.
این شرایط نشان میدهد که بازآفرینی در تبریز باید همزمان دو هدف را دنبال کند: حفاظت و فعالسازی ظرفیتهای تاریخی شهر و ارتقای شرایط زندگی در بافتهایی که از نظر کالبدی، زیرساختی یا عملکردی با مشکل مواجهاند. تحقق این دو هدف، به پیوند میان دانش تخصصی، سیاستگذاری و مدیریت اجرایی نیاز دارد.
تجربههای اجرایی و مسئله تداوم برنامهها
دکتر رسول وظیفهشناس با اشاره به تجربه بازآفرینی شهری در تبریز، آغاز رسمی این اقدامات را به سال ۱۳۹۵ نسبت میدهد. به گفته او، در این دوره مطالعاتی با همکاری چهار دفتر مشاور انجام شد و شهرداری نیز در تأمین منابع مالی موردنیاز نقش داشت. با این حال، روند اجرای برنامهها در سالهای مختلف با فراز و فرودهایی همراه بوده است.
نکته محوری در این دیدگاه، ماهیت فرایندی بازآفرینی شهری است. برخلاف پروژههای عمرانی منفرد که ممکن است با تکمیل عملیات اجرایی به پایان برسند، بازآفرینی به تداوم برنامهریزی، مدیریت، نگهداری و ارزیابی نیاز دارد. کاهش سرعت یا توقف پیگیریها میتواند پیوستگی اقدامات را مختل کند و مانع تثبیت دستاوردهای آنها شود.
از این رو، مسئله تنها آغاز پروژههای بازآفرینی نیست؛ بلکه باید سازوکاری برای استمرار آنها در دورههای مختلف مدیریتی وجود داشته باشد. چنین سازوکاری مستلزم تعیین اهداف بلندمدت، تعریف برنامههای اجرایی مرحلهای، تأمین منابع پایدار و مشخصکردن مسئولیت نهادهای مشارکتکننده است.
در این چارچوب، تجربههای اجرایی تبریز میتوانند مبنایی برای ارزیابی عملکرد مداخلات گذشته و استخراج الگوهای قابلتعمیم باشند؛ مشروط بر آنکه نتایج آنها بهصورت نظاممند بررسی شود و از سطح تجربههای منفرد به چارچوبی برای سیاستگذاری شهری ارتقا یابد.
حکمروایی شهری؛ تبدیل ظرفیتهای پراکنده به یک نظام هماهنگ
یکی از مهمترین مسائل مطرحشده در این نشست، فاصله میان وجود ظرفیتهای برنامهریزی و امکان بهرهبرداری مؤثر از آنها در اجراست. دکتر قربانی با اشاره به سابقه طرحهای شهری، مطالعات تفصیلی، ظرفیت دانشگاهی و ساختارهای مدیریتی تبریز، معتقد است چالش اصلی را باید در نحوه ارتباط میان اجزای این مجموعه جستوجو کرد.
به بیان دیگر، وجود طرحهای مصوب، نهادهای مسئول و متخصصان حوزه معماری و شهرسازی، زمانی به نتیجه مطلوب منجر میشود که این ظرفیتها در قالب یک نظام هماهنگ عمل کنند. نبود ارتباط مؤثر میان دستگاهها میتواند به تکرار مطالعات، پراکندگی منابع، تعارض تصمیمها و کاهش اثربخشی مداخلات بینجامد.
در ادبیات برنامهریزی شهری، این مسئله با مفهوم «حکمروایی شهری» ارتباط دارد؛ مفهومی که علاوه بر ساختار رسمی مدیریت، به کیفیت تعامل میان نهادهای عمومی، جامعه تخصصی، بخش خصوصی و شهروندان نیز توجه میکند. در بازآفرینی شهری، حکمروایی کارآمد مستلزم تقسیم روشن مسئولیتها، شفافیت در تصمیمگیری، هماهنگی در تأمین مالی و وجود سازوکارهایی برای مشارکت ذینفعان است.
از دیدگاه دکتر قربانی، ارتباط میان شهرداری، دانشگاه، نهادهای مرتبط با راه و شهرسازی، شرکت بازآفرینی شهری، میراث فرهنگی و سایر دستگاههای مسئول باید بهگونهای تعریف شود که دانش تخصصی و ظرفیت اجرایی آنها در خدمت اهداف مشترک قرار گیرد. در چنین ساختاری، دانشگاه میتواند با انجام مطالعات کاربردی، ارزیابی گزینهها و انتقال یافتههای علمی، پشتوانه تصمیمگیری را تقویت کند؛ در حالی که نهادهای اجرایی مسئولیت تبدیل این دانش به برنامه و اقدام را بر عهده دارند.
ضرورت تدوین برنامه جامع بازآفرینی برای تبریز
نبود یک چارچوب جامع و هماهنگ برای بازآفرینی شهر تبریز، از دیگر مسائل مطرحشده در این نشست است. دکتر قربانی بر ضرورت تدوین برنامهای بلندمدت تأکید میکند که بتواند تصویری از آینده مطلوب شهر ارائه دهد و میان اقدامات نهادهای مختلف ارتباط برقرار کند.
چنین برنامهای نباید صرفاً مجموعهای از پروژههای عمرانی یا فهرستی از محدودههای نیازمند مداخله باشد. برنامه جامع بازآفرینی باید بر پایه شناخت دقیق وضعیت موجود، ارزیابی ظرفیتها و محدودیتها، تحلیل مسائل اقتصادی و اجتماعی و شناسایی مخاطرات محیطی تدوین شود. در ادامه، اولویتهای مداخله، اهداف قابلاندازهگیری، منابع موردنیاز و سازوکار ارزیابی عملکرد باید در آن مشخص شوند.
در این نشست، افق زمانی حدود پنجاه سال نیز بهعنوان پیشنهادی برای چشمانداز بلندمدت شهر مطرح شده است. تحقق چنین چشماندازی مستلزم آن است که برنامهریزی بلندمدت با اهداف مرحلهای و امکان بازنگری متناسب با تحولات اقتصادی، اجتماعی، فناوری و محیطی همراه شود.
در این میان، نقش شهرداری در تأمین منابع و هدایت اقدامات اجرایی، در کنار نقش دانشگاه در پشتیبانی علمی و ارزیابی نتایج، میتواند تعیینکننده باشد. با این حال، موفقیت برنامه به همکاری سایر نهادهای مسئول و مشارکت مؤثر شهروندان نیز وابسته است. هدف نهایی باید شکلگیری نقشه راهی مشترک باشد که از اجرای جزیرهای پروژهها جلوگیری کند و امکان ارزیابی پیشرفت شهر در مسیر اهداف تعیینشده را فراهم آورد.
بازآفرینی در مقیاس محله؛ زیرساخت، مشارکت و سرمایه اجتماعی
در کنار ضرورت برنامهریزی کلان، تجربههای محلهمحور نیز جایگاه مهمی در بازآفرینی شهری دارند. دکتر وظیفهشناس با اشاره به تجربه طرح «کوچه سبز» در منطقه 10 تبریز، بر اهمیت همکاری ساکنان در شناسایی و حل مسائل محیطی تأکید میکند.
به گفته او، در محدوده موردنظر، شرایط زیرساختی و کیفیت محیط بهگونهای بود که زندگی روزمره ساکنان با مشکلات جدی مواجه شده بود. با همکاری اهالی، اصلاح شبکه فاضلاب، بهسازی آسفالت و جدولها و ساماندهی سایر اجزای محیطی انجام شد و شرایط کوچه بهبود یافت. این تجربه بهدلیل نتایج حاصلشده و امکان اجرای نسبتاً سریع، ظرفیت آن را داشت که بهعنوان الگویی برای اقدامات مشابه مورد توجه قرار گیرد.
در برخی محلات دیگر نیز محدودیتهای فیزیکی، اجرای عملیات عمرانی متعارف را دشوار کرده بود. استفاده از ظرفیت ساکنان و همکاری مستقیم آنها، امکان پیشبرد بخشی از اقدامات را فراهم کرد. این نمونهها نشان میدهند که سرمایه اجتماعی محله، در کنار منابع مالی و فنی، میتواند یکی از مؤلفههای مؤثر در اجرای برنامههای بازآفرینی باشد.
با این حال، مشارکت شهروندان نباید صرفاً به همکاری در عملیات اجرایی یا تأمین نیروی کار محدود شود. مشارکت اثربخش زمانی تحقق مییابد که ساکنان در شناسایی نیازها، تعیین اولویتها، فرایند تصمیمگیری و نگهداری از فضاهای بازآفرینیشده نیز نقش داشته باشند. چنین رویکردی میتواند به افزایش حس تعلق مکانی، تقویت مسئولیتپذیری اجتماعی و پایداری نتایج مداخله کمک کند.
احیای فضاهای فراموششده؛ بازآفرینی بهمثابه تغییر عملکرد و سرنوشت مکان
یکی دیگر از تجربههای مطرحشده از سوی دکتر وظیفهشناس، مداخله در محدوده پارک مرتبط با قبرستان ستارخان تبریز است؛ فضایی که به گفته او، با وجود سابقه طولانی در کاربری پارک، برای مدتی ظرفیتهای آن بهطور کامل مورد استفاده قرار نمیگرفت.
در جریان این تجربه، مجموعهای از اقدامات برای بهبود عملکرد محیطی و اجتماعی محدوده انجام شد؛ از جمله ایجاد فضای بازی کودکان، زمین فوتبال، فضای سبز، مسیر سلامت، کتابخانه و امکانات فرهنگی و زیستمحیطی. اصلاح برخی زیرساختها، از جمله شبکه فاضلاب و جدولگذاری نیز در این فرایند مورد توجه قرار گرفت.
این تجربه، اهمیت بازشناسی فضاهای کماستفاده یا فراموششده را در ساختار شهری نشان میدهد. چنین فضاهایی، در صورت برخورداری از ظرفیت مناسب و تطبیق مداخله با نیازهای واقعی محله، میتوانند به کانونهایی برای فعالیت اجتماعی، ارتقای کیفیت محیط و تقویت پیوندهای محلی تبدیل شوند.
با این حال، ارزیابی نتایج بازآفرینی نباید تنها بر تغییرات کالبدی یا افزایش ارزش اقتصادی املاک استوار باشد. میزان استفاده عمومی از فضا، دسترسی گروههای مختلف اجتماعی، کیفیت خدمات، ایمنی محیط، رضایت ساکنان و هزینههای نگهداری نیز باید در سنجش عملکرد پروژهها مورد توجه قرار گیرند. این شاخصها کمک میکنند تا مشخص شود مداخله تا چه اندازه به بهبود پایدار زندگی شهری منجر شده است.
زیرساختهای شهری و پایداری زیستمحیطی؛ پیششرط احیای بافتهای ناکارآمد
مسائل زیستمحیطی و کمبود زیرساختها از چالشهای مهمی هستند که در این نشست درباره بازآفرینی شهری تبریز مطرح شدهاند. دکتر وظیفهشناس، مشکلات فاضلاب و ضعف زیرساختی برخی محدودهها را از عواملی میداند که بر کیفیت زندگی و امکان توسعه پایدار اثر میگذارند.
از منظر برنامهریزی شهری، این مسائل را نمیتوان جدا از سایر ابعاد بازآفرینی بررسی کرد. نقص در شبکه فاضلاب، ضعف خدمات پایه یا وجود مخاطرات محیطی، مستقیماً بر سلامت عمومی، ایمنی و قابلیت سکونت محدوده اثر میگذارد. بنابراین، اجرای اقدامات زیباسازی یا ایجاد فضاهای عمومی، بدون توجه به زیرساختهای پایه، ممکن است نتواند نتایج پایدار ایجاد کند.
رویکرد یکپارچه بازآفرینی اقتضا میکند که ارزیابی وضعیت زیرساختها، مخاطرات محیطی، ظرفیت خدماترسانی و نیازهای جمعیت ساکن از مراحل ابتدایی برنامهریزی انجام شود. پس از آن، اولویتبندی مداخلات باید بر اساس میزان خطر، شدت نیاز، جمعیت بهرهمند و امکان تأمین منابع صورت گیرد.
پایداری زیستمحیطی همچنین به کیفیت فضاهای سبز، مدیریت منابع، کاهش آلودگی و افزایش تابآوری در برابر مخاطرات مربوط میشود. از این رو، شاخصهای زیستمحیطی باید از ابتدای فرایند برنامهریزی تعریف شوند و در مراحل اجرا و بهرهبرداری مورد پایش قرار گیرند.
چهار محور کنفرانس؛ چارچوبی برای پیوند دانش و عمل
محورهای اعلامشده کنفرانس ملی بازآفرینی شهری پایدار در تبریز، ابعاد مختلف این رویکرد را پوشش میدهند و نشان میدهند که بازآفرینی بهعنوان موضوعی میانرشتهای، به پیوند برنامهریزی شهری، معماری، اقتصاد، علوم اجتماعی، محیطزیست و مدیریت شهری نیاز دارد.
حکمروایی، سیاستگذاری و نوآوری در بازآفرینی شهری: این محور بر سازوکارهای مدیریت و تصمیمگیری شهری، هماهنگی میان نهادها، تأمین مالی و سرمایهگذاری، مشارکت شهروندان و بهرهگیری از فناوریهای نوین در برنامهریزی و مدیریت شهری تمرکز دارد. مسئله محوری آن، چگونگی تبدیل ظرفیتهای نهادی پراکنده به نظامی هماهنگ برای تحقق اهداف بازآفرینی است.
بازآفرینی بافتهای تاریخی، ناکارآمد و فضاهای عمومی: حفاظت و احیای بافتهای تاریخی، بازاستفاده از بناهای فرسوده و ناکارآمد، تقویت هویت فرهنگی و ارتقای کیفیت فضاهای عمومی در این محور قرار میگیرند. چالش اصلی، برقراری تعادل میان حفاظت از ارزشهای تاریخی، پاسخگویی به نیازهای معاصر و استمرار حیات اجتماعی و اقتصادی بافت است.
بازآفرینی پایدار شهری، تابآوری و ملاحظات زیستمحیطی: این محور به توسعه پایدار، ارتقای تابآوری در برابر مخاطرات، مدیریت ریسک، بهبود زیرساختها و توجه به ملاحظات زیستمحیطی در برنامههای بازآفرینی میپردازد. در این رویکرد، پایداری یکی از معیارهای اصلی تصمیمگیری و ارزیابی مداخلات شهری است.
بازآفرینی انسانمحور، حملونقل پایدار و ارتقای کیفیت زندگی شهری: رابطه میان ساختار فضایی شهر، نظام حملونقل، دسترسیپذیری و کیفیت زندگی در این محور بررسی میشود. توسعه مبتنی بر حملونقل عمومی (TOD)، بهبود دسترسی پیاده و دوچرخه و توجه به نیازهای گروههای مختلف شهروندان، از موضوعات مرتبط با این رویکرد هستند.
ترکیب این محورها میتواند زمینهای برای بررسی ارتباط میان سیاستگذاری کلان، مداخلات کالبدی، پایداری محیطی و نیازهای انسانی فراهم کند؛ ارتباطی که برای عبور از اقدامات منفرد و دستیابی به بازآفرینی یکپارچه ضروری است.
دانشگاه؛ از تولید دانش تا پشتیبانی مستمر از مدیریت شهری
دکتر قربانی بر ضرورت ایجاد بستری پایدار برای فعالیت علمی در حوزه بازآفرینی شهری در دانشگاه تبریز تأکید میکند. از دیدگاه او، هدف نباید صرفاً به برگزاری کنفرانس و ارائه مجموعهای از مقالات محدود شود، بلکه باید زمینهای برای استمرار همکاری میان متخصصان، انتقال تجربهها و پشتیبانی علمی از تصمیمات شهری شکل گیرد.
ایجاد هسته علمی یا دبیرخانه تخصصی در دانشگاه، از جمله پیشنهادهای مطرحشده در این زمینه است. چنین ساختاری میتواند به شناسایی مسائل اولویتدار، تدوین دستورکارهای پژوهشی، ارزیابی تجربههای اجرایی و برقراری ارتباط میان پژوهشگران و نهادهای مسئول کمک کند.
دکتر وظیفهشناس نیز با تأکید بر ضرورت وجود رویکرد جامع، راهبرد مشخص و پایداری در برنامههای بازآفرینی، معتقد است که همکاری مستمر میان دانشگاه، دستگاههای اجرایی و جامعه میتواند به شکلگیری چشماندازی مشترک منجر شود. به باور او، تصمیمگیریهای مستقل و فاقد پشتوانه علمی، خطر اتلاف منابع و تحمیل هزینههای بیشتر در آینده را افزایش میدهد.
در این چارچوب، نقش دانشگاه را میتوان فراتر از تولید دانش نظری تعریف کرد. دانشگاه میتواند با ارزیابی شواهد، تحلیل پیامدهای مداخلات، تدوین شاخصهای عملکرد و انتقال تجربههای موفق، به بهبود کیفیت تصمیمگیری کمک کند. در مقابل، مدیریت شهری و نهادهای اجرایی نیز باید سازوکارهایی برای استفاده عملی از این ظرفیت علمی فراهم کنند.
بازآفرینی شهری؛ ضرورتی فراتر از یک پروژه
آنچه از دیدگاههای مطرحشده در این نشست تخصصی برمیآید، این است که چالش بازآفرینی شهری در تبریز صرفاً به فرسودگی کالبدی، کمبود زیرساخت یا تأمین منابع مالی محدود نمیشود. مسئله اساسی، ضرورت ایجاد پیوندی پایدار میان برنامهریزی بلندمدت، هماهنگی نهادی، دانش تخصصی، مشارکت شهروندان و تأمین زیرساختهای موردنیاز است.
تجربههای محلهمحور، احیای فضاهای فراموششده و اصلاح زیرساختها نشان میدهند که مداخلات هدفمند میتوانند بر کیفیت محیط و زندگی روزمره شهروندان اثر بگذارند. با این حال، تبدیل این تجربهها به سیاستی پایدار، مستلزم چارچوب برنامهریزی منسجم، شاخصهای ارزیابی روشن و استمرار همکاری میان نهادهای مسئول است.
کنفرانس ملی بازآفرینی شهری پایدار دانشگاه تبریز میتواند فرصتی برای طرح این مسائل و نزدیکتر کردن دیدگاههای علمی و اجرایی باشد. اهمیت نهایی آن، نه فقط در برگزاری یک رویداد تخصصی، بلکه در ظرفیتی است که برای شکلگیری گفتوگویی مستمر درباره آینده شهر و تبدیل دانش به اقدام فراهم میکند.
بازآفرینی شهری، در نهایت، بازآفرینی رابطه شهر با ساکنان آن است؛ رابطهای که در آن حفاظت از هویت تاریخی، تأمین زیرساختهای ایمن، پویایی اقتصادی، عدالت فضایی و کیفیت زندگی باید در کنار یکدیگر قرار گیرند. دستیابی به چنین هدفی، به برنامهای بلندمدت و تعهدی مشترک میان دانشگاه، مدیریت شهری، متخصصان و شهروندان نیاز دارد.
گفتنی است کنفرانس ملی بازآفرینی شهری پایدار؛ از چالشهای امروز تا شهرهای فردا، یکشنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۵ در دانشگاه تبریز برگزار می شود.
راهبری:
سیدحسین هاشمی
تهیه و تنظیم:
آرمیندخت نوتاش
عکس از:
نیره حسین زاد

دیدگاهتان را بنویسید