پایگاه سازهخبر، بهعنوان نخستین و پربازدیدترین رسانه تخصصی حوزه شهری، راه و ساختمان شمالغرب کشور، در ادامه سلسله گفتمانهای تخصصی خود، میزبان دکتر زیبا بهشتی دکترای محیط زیست، مدرس دانشگاه ، پژوهشگر و متخصص EIA بود تا « فضای سبز تبریز از گذشته تا اکنون »را از ابعاد مختلف مورد بررسی قرار دهد.
به گزارش سازه خبر، فضای سبز شهری امروز دیگر صرفاً یک عنصر زیباییشناختی یا تفریحی نیست، بلکه به یکی از مهمترین زیرساختهای توسعه پایدار، سلامت عمومی، عدالت اجتماعی و تابآوری شهری تبدیل شده است. در شرایطی که شهرها با چالشهایی همچون آلودگی هوا، تغییرات اقلیمی، افزایش دمای شهری و گسترش ساختوسازهای بیرویه مواجهاند، نحوه مدیریت و توسعه فضاهای سبز نقشی تعیینکننده در کیفیت زندگی شهروندان ایفا میکند.
شهر تبریز نیز به عنوان یکی از کلانشهرهای کشور، طی دهههای گذشته تحولات گستردهای را در حوزه فضای سبز تجربه کرده است؛ تحولاتی که از یک سو میراث باغشهری این شهر را تحت تأثیر قرار داده و از سوی دیگر ضرورت بازنگری در سیاستهای توسعه شهری را بیش از پیش نمایان ساخته است.
در همین راستا، «سازه خبر» در گفتمان تخصصی با دکتر زیبا بهشتی، استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه محیط زیست و فضای سبز شهری، به بررسی گذشته، وضعیت کنونی و چشمانداز آینده فضای سبز تبریز پرداخته است.
وی معتقد است بسیاری از مشکلات کنونی شهرها از جمله آلودگی هوا، افزایش دما، نابرابری فضایی و افت کیفیت زندگی، ریشه در بیتوجهی به مباحث محیط زیستی دارد.
جمله ای که دکتر بهشتی در ابتدای این گفتمان تخصصی مطرح کرد می تواند چکیده بسیاری از مسائل امروز شهرهای ایران باشد:
ما بحث های محیط زیست را از یاد برده ایم، در حالی که بسیاری از معضلات امروز ما به همین موضوع بازمیگردد.
به اعتقاد دکتر بهشتی، یکی از مشکلات اصلی در مدیریت فضای سبز شهری از تعریف این مفهوم آغاز میشود.
وی توضیح میدهد که هنوز بخش مهمی از معیارهای اجرایی کشور بر پایه تعاریف و ضوابطی استوار است که در دهههای گذشته و بر اساس قانون حفاظت محیط زیست مصوب سال ۱۳۵۹ شکل گرفتهاند. در حالی که طی چهار دهه اخیر، هم دانش محیط زیست تغییر کرده و هم نیازهای شهرها دگرگون شده است.
به گفته او، فضای سبز تنها مجموعهای از درخت، درختچه یا چمن نیست؛ بلکه باید بتواند خدمات اکولوژیکی مشخصی ارائه دهد؛ خدماتی مانند کاهش آلودگی هوا، تعدیل دما، افزایش تنوع زیستی، جذب کربن، ارتقای سلامت روان و ایجاد فضاهای عمومی در دسترس برای شهروندان.
این مدرس دانشگاه معتقد است همین تفاوت در تعریف، موجب اختلاف آمارهای دانشگاهی و آمارهای اعلامی مدیریت شهری شده است؛ زیرا دانشگاهیان بر کارکردهای واقعی فضای سبز تأکید دارند، در حالی که برخی آمارها تنها مساحت عرصههای سبز را ملاک محاسبه قرار میدهند.

دکتر زیبا بهشتی در مرور تاریخ فضای سبز تبریز، این شهر را یکی از مهمترین باغشهرهای تاریخی کشور توصیف میکند.
به گفته او، بخش قابل توجهی از محدوده تبریز در گذشته توسط باغات و اراضی کشاورزی احاطه شده بود و همین ویژگی نقش مهمی در تعدیل اقلیم محلی و کیفیت زندگی شهروندان ایفا میکرد.
او ائلگلی را یکی از مهمترین میراثهای اکولوژیک شهر میداند. مجموعهای که امروزه بیشتر به عنوان یک تفرجگاه شناخته میشود اما در گذشته عملکردی حیاتی در تأمین آب باغات شرق تبریز داشته است.
دکتر بهشتی توضیح میدهد ائلگلی از دوره آققویونلوها وجود داشته و در دوره صفوی لایروبی و ساماندهی شده است. در واقع این مجموعه تنها یک فضای تفریحی نبوده، بلکه بخشی از نظام مدیریت آب و کشاورزی شهر محسوب میشده است.
وی همچنین از باغ گلستان به عنوان نخستین پارک شهری تبریز یاد میکند؛ فضایی که هنوز درختان چندصد ساله را در خود جای داده و بخشی از حافظه تاریخی شهر را حفظ کرده است.
به اعتقاد این استاد دانشگاه، نقطه عطف تغییرات فضای سبز تبریز را باید در دهه 6 تا 70 شمسی جستوجو کرد.
رشد جمعیت، مهاجرت روستاییان به شهر، توسعه صنایع، افزایش تقاضا برای مسکن و جهش ارزش اقتصادی زمین موجب شد بخش قابل توجهی از باغات و اراضی کشاورزی به کاربریهای مسکونی، تجاری و صنعتی تبدیل شوند.
استقرار و گسترش برخی کاربریهای صنعتی در محدوده شهری، در کنار توسعه فیزیکی شهر، فشار مضاعفی بر محیط زیست شهری وارد کرده است. به گفته وی، تبریز به عنوان یکی از قطبهای صنعتی کشور طی دهههای گذشته شاهد توسعه صنایع مختلف بوده و بخشی از این فعالیتها در داخل یا مجاورت بافت شهری شکل گرفتهاند؛ موضوعی که علاوه بر افزایش آلودگی هوا، موجب کاهش عرصههای طبیعی و تشدید فشار بر منابع زیستمحیطی شهر شده است.
این پژوهشگر حوزه محیط زیست این روند را «فاجعهای اکولوژیکی» توصیف میکند؛ زیرا بخش عمدهای از ظرفیت طبیعی شهر در مدت کوتاهی از بین رفت و همزمان توسعه صنعتی و گسترش ساختوسازها، تعادل میان توسعه شهری و حفاظت از محیط زیست را با چالشهای جدی مواجه کرد.
مطالعهای که با استفاده از فناوری سنجش از دور و تصاویر ماهوارهای انجام شده، نشان میدهد تبریز بین سالهای ۱۳۶۸ تا ۱۳۸۴ حدود ۴۶ درصد از فضای سبز خود را از دست داده است.
این عدد تنها یک آمار نیست؛ بلکه به معنایی از بین رفتن بخشی از ظرفیت تنفسی شهر، کاهش توان جذب آلایندهها و تضعیف شبکه اکولوژیکی تبریز است.
دکتر زیبا بهشتی برای توضیح این روند به منطقه باغمیشه اشاره میکند.
منطقهای که نام آن هنوز یادآور باغات گسترده گذشته است اما امروزه بخش عمده آن به ساختوسازهای مسکونی اختصاص یافته است.
وی میگوید زمانی که ارزش اقتصادی زمین افزایش پیدا میکند، طبیعی است که مالک باغ تمایل به فروش آن پیدا کند. اما مسئله اینجاست که نظام برنامهریزی شهری باید بتواند ارزش اکولوژیکی این اراضی را نیز در تصمیمگیریها لحاظ کند؛ موضوعی که طی دهههای گذشته کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
یکی از مهمترین پیامدهای از دست رفتن باغات و پوشش گیاهی، شکلگیری پدیده «جزیره حرارتی شهری» است.
جزیره حرارتی به مناطقی گفته میشود که به دلیل تراکم ساختمانها، سطوح آسفالتی، کمبود پوشش گیاهی و فعالیتهای انسانی، دمایی بالاتر از سایر نقاط شهر دارند.
به گفته دکتر بهشتی، مطالعات انجامشده در تبریز اختلاف دمایی تا ۹ درجه سانتیگراد را میان برخی مناطق شهر نشان داده است.
این مسئله تنها یک موضوع اقلیمی نیست. افزایش دما موجب بالا رفتن مصرف انرژی، تشدید آلودگی هوا، افزایش فشار بر منابع آب و کاهش آسایش شهروندان میشود.
یکی از مباحث مهم این گفتمان تخصصی به موضوع سرانه فضای سبز اختصاص دارد؛ موضوعی که سالهاست محل اختلاف میان آمارهای رسمی و ارزیابیهای دانشگاهی است.
دکتر بهشتی معتقد است بخش مهمی از این اختلاف به تفاوت در تعریف فضای سبز و شیوه محاسبه سرانه بازمیگردد. به گفته او، در بسیاری از موارد تنها مساحت عرصههای سبز ملاک قرار میگیرد، در حالی که در رویکردهای جدید برنامهریزی شهری، کیفیت، دسترسی و کارکرد فضای سبز نیز به همان اندازه اهمیت دارد.
وی توضیح میدهد که شهرداری در محاسبات خود کمربندهای سبز، جنگلکاریهای حاشیه شهر، ارتفاعات عینالی و سایر عرصههای سبز پیرامونی را نیز در سرانه فضای سبز لحاظ میکند و بر همین اساس ارقامی در حدود ۱۶ تا ۱۷ متر مربع برای هر نفر اعلام میشود. این در حالی است که از نگاه بسیاری از متخصصان محیط زیست و شهرسازی، همه این فضاها الزاماً در زمره فضای سبز شهری قابل استفاده برای شهروندان قرار نمیگیرند.
به گفته دکتر بهشتی، باید میان «عرصه سبز» و «فضای سبز شهری» تفاوت قائل شد. عرصههایی مانند جنگلکاریهای پیرامونی یا کمربندهای سبز از نظر اکولوژیکی بسیار ارزشمند هستند و نقش مهمی در کاهش آلودگی هوا، کنترل فرسایش خاک و تعدیل اقلیم شهری دارند، اما لزوماً نمیتوانند نیاز روزمره شهروندان به فضای سبز را تأمین کنند.
او تأکید میکند که در استانداردهای شهرسازی، دسترسی شهروندان به فضای سبز یکی از مهمترین شاخصها محسوب میشود. به عبارت دیگر، شهروند باید بتواند بدون نیاز به استفاده از خودرو و در فاصلهای حدود ۳۰۰ تا ۵۰۰ متر از محل سکونت خود به یک فضای سبز مناسب دسترسی داشته باشد. اگر فرد برای استفاده از یک پارک ناچار باشد مسافت طولانی طی کند یا از وسایل نقلیه استفاده کند، آن فضا هرچند در آمار سرانه ثبت میشود، اما نمیتواند نقش واقعی خود را در ارتقای کیفیت زندگی شهروندان ایفا کند.
دکتر بهشتی در ادامه به مفهوم «سرانه کیفی» اشاره میکند؛ مفهومی که به اعتقاد او در بسیاری از برنامهریزیهای شهری مغفول مانده است. از نگاه وی، سرانه کیفی تنها به متراژ فضای سبز محدود نمیشود، بلکه عواملی مانند توزیع عادلانه در سطح شهر، دسترسی آسان، کیفیت پوشش گیاهی، میزان سایهاندازی درختان، تنوع گونههای گیاهی، امکانات رفاهی و حتی احساس رضایت شهروندان را نیز در بر میگیرد.
او معتقد است ممکن است شهری از نظر عددی به استانداردهای سرانه فضای سبز نزدیک باشد، اما اگر این فضاها به صورت نامتوازن توزیع شده باشند یا بخش زیادی از جمعیت به آنها دسترسی مناسب نداشته باشند، نمیتوان ادعا کرد که شهر از وضعیت مطلوبی برخوردار است.
به گفته این استاد دانشگاه، در بسیاری از شهرهای پیشرفته جهان، ارزیابی فضای سبز تنها بر اساس مساحت انجام نمیشود، بلکه شاخصهایی مانند عدالت فضایی، میزان بهرهمندی گروههای مختلف اجتماعی، کیفیت خدمات اکوسیستمی و تأثیر فضای سبز بر سلامت شهروندان نیز مورد سنجش قرار میگیرد. از همین رو، وی تأکید میکند که بحث سرانه فضای سبز نباید به یک عدد خلاصه شود؛ بلکه باید به این پرسش پاسخ داد که این فضاها تا چه اندازه در دسترس مردم هستند و چه میزان از نیازهای زیستمحیطی و اجتماعی شهر را برآورده میکنند.
دکتر بهشتی معتقد است تمرکز بیش از حد بر اعداد و متراژها موجب شده مسئله اصلی نادیده گرفته شود.
سرانه کیفی مفهومی است که علاوه بر مساحت، به توزیع عادلانه، دسترسی عمومی، کیفیت پوشش گیاهی، تنوع زیستی و کارکردهای اکولوژیکی توجه میکند.
او یادآور میشود که حتی اگر سرانه کمی افزایش پیدا کند، بدون ارتقای سرانه کیفی نمیتوان از موفقیت سیاستهای فضای سبز سخن گفت.
بر اساس استانداردهای جدید، سرانه مطلوب فضای سبز برای شهرهای امروز حدود ۱۸ متر مربع برای هر نفر و سرانه ایدهآل بین ۲۰ تا ۲۵ متر مربع (جهانی)عنوان میشود.
یکی از مهمترین بخشهای این گفتمان تخصصی به مفهوم عدالت اجتماعی اختصاص دارد.
عدالت اجتماعی در حوزه شهرسازی به معنای توزیع برابر امکانات و خدمات عمومی میان تمامی شهروندان است.
به گفته دکتر بهشتی، مطالعاتی که با مشارکت حدود 415 شهروند تبریزی انجام شده نشان میدهد توزیع نامتوازن فضای سبز موجب احساس نابرابری در میان مردم شده است.
هرجا فضای سبز بیشتری وجود دارد، ارزش املاک افزایش یافته و کیفیت زندگی ارتقا پیدا کرده است؛ در حالی که بسیاری از مناطق مرکزی و جنوبی شهر از این مزایا بیبهره ماندهاند.
او تأکید میکند که مدیریت شهری موظف است فضای سبز را نه بر اساس ارزش اقتصادی زمین، بلکه بر مبنای حق برابر شهروندان توزیع کند.
دکتر بهشتی در کنار انتقادات خود، به برخی اقدامات مثبت مدیریت شهری نیز اشاره میکند.
به گفته وی، توسعه مجموعه عینالی یکی از نمونههای موفق سالهای اخیر به شمار میرود. این منطقه علاوه بر افزایش عرصههای سبز شهری، موجب بهبود دسترسی شهروندان، توسعه راههای ارتباطی و افزایش حضور و تعامل اجتماعی مردم در بخش شمالی شهر شده است. او معتقد است گسترش عینالی تا حدی توانسته «نفس شهر» را در این محدوده باز کند وسبب بهتر شدن راه های دسترسی بشود و فضایی برای تفریح، پیادهروی، فعالیتهای ورزشی و تعامل بیشتر شهروندان را فراهم آورد.
توسعه ائلگلی، ایجاد پارکهای جدید، توسعه فضاهای سبز پیرامون فرودگاه و افزایش صدها هکتار به مساحت فضای سبز شهر نیز از دیگر اقداماتی است که وی به آنها اشاره میکند.
با این حال دکتر زیبا بهشتی معتقد است همچنان فاصله قابل توجهی میان وضعیت موجود و شرایط مطلوب وجود دارد؛ زیرا بخش عمده تمرکز بر افزایش سرانه کمی بوده و مسئله کیفیت، دسترسی عادلانه و کارکردهای اکولوژیکی فضای سبز کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
از نگاه این استاد دانشگاه، مهمترین چالش آینده فضای سبز تبریز مسئله آب است.
او یادآور میشود که تبریز در اقلیم خشک قرار گرفته و تداوم الگوهای سنتی آبیاری امکانپذیر نخواهد بود.
به همین دلیل طی سالهای اخیر کاهش چمنکاری و حرکت به سمت گونههای کمآببر اقدامی ضروری بوده است.
وی به کیفیت آب آبیاری نیز اشاره میکند و معتقد است گزارشهای مربوط به کیفیت برخی منابع آبی و وجود آلایندههایی مانند آرسنیک، ضرورت مدیریت علمی منابع آب را دوچندان میکند.
دکتر بهشتی استفاده از پساب تصفیهشده و آب خاکستری را یکی از مهمترین راهکارهای آینده میداند.
آب خاکستری به آب حاصل از شستوشوها و مصارف غیرآشامیدنی گفته میشود که پس از تصفیه میتواند دوباره مورد استفاده قرار گیرد.
به گفته وی، استفاده اصولی از پسابهای تصفیهشده میتواند بخش مهمی از نیاز آبی فضای سبز تبریز را تأمین کند و وابستگی به منابع آب زیرزمینی را کاهش دهد.
او معتقد است بدون حرکت به سمت بازچرخانی آب، حفظ و توسعه فضای سبز در دهههای آینده بسیار دشوار خواهد بود.
بهشتی همچنین بر ضرورت استفاده از گونههای بومی و مقاوم به خشکی در توسعه فضای سبز تبریز تأکید میکند.
او معتقد است یکی از ضعفهای فضای سبز تبریز، کم بودن تاج پوشش بسیاری از درختان شهری است؛ موضوعی که باعث شده این درختان نتوانند نقش مؤثری در ایجاد سایه، کاهش دمای محیط و بهبود آسایش شهروندان ایفا کنند.
به گفته وی، درختان شهری باید از نظر گونه، شرایط رشد و نحوه نگهداری به گونهای انتخاب شوند که بتوانند تاجی گسترده و کارآمد داشته باشند. در حالی که در بسیاری از نقاط تبریز، درختان موجود از این ظرفیت برخوردار نیستند و همین مسئله بر کارکردهای اقلیمی فضای سبز تأثیر گذاشته است.
او همچنین توسعه سامانههای آبیاری هوشمند و بهبود شرایط نگهداری درختان را ضروری میداند و معتقد است بخشی از مشکلات موجود به شیوههای آبیاری و مدیریت فضای سبز بازمیگردد؛ زیرا هدررفت آب و ضعف در تأمین نیازهای گیاهان میتواند بر کیفیت و رشد تاج پوشش درختان اثرگذار باشد.
دکتر بهشتی آینده فضای سبز تبریز را در قالب دو سناریو ترسیم میکند؛ دو مسیری که به گفته او، تصمیمات امروز مدیران شهری تعیین خواهد کرد کدامیک به واقعیت نزدیکتر شود.
در سناریوی نخست که او آن را «سناریوی بحرانی» مینامد، روند فعلی بدون اصلاحات اساسی ادامه پیدا میکند. در این وضعیت، فشار ناشی از رشد جمعیت، توسعه ساختوساز، محدودیت منابع آبی و آثار تغییرات اقلیمی به تدریج بر فضای سبز شهر غلبه خواهد کرد.
به گفته وی، اگر برنامهریزی بلندمدت و علمی در دستور کار قرار نگیرد، بخش قابل توجهی از فضاهای سبز موجود با مشکل تأمین آب مواجه خواهند شد و کیفیت پوشش گیاهی نیز کاهش خواهد یافت.
در چنین شرایطی، جزایر حرارتی شهری گستردهتر میشوند و اختلاف دمای میان مناطق مختلف شهر افزایش پیدا میکند. این مسئله به معنای مصرف بیشتر انرژی برای سرمایش ساختمانها، افزایش هزینههای خانوارها و تشدید فشار بر زیرساختهای شهری خواهد بود. از سوی دیگر، کاهش کارایی فضای سبز در جذب آلایندهها میتواند به وخامت وضعیت کیفیت هوا منجر شود؛ موضوعی که بهویژه برای کودکان، سالمندان و افراد دارای بیماریهای تنفسی پیامدهای جدی به همراه خواهد داشت.

دکتر بهشتی همچنین هشدار میدهد که در این سناریو، نابرابری فضایی میان مناطق مختلف شهر تشدید خواهد شد. مناطقی که امروز نیز از کمبود فضای سبز رنج میبرند، بیش از گذشته از خدمات محیط زیستی محروم خواهند شد و شکاف میان محلات برخوردار و کمبرخوردار افزایش خواهد یافت. به اعتقاد او، نتیجه نهایی چنین روندی کاهش کیفیت زندگی، افت سرزندگی شهری و کاهش تابآوری تبریز در برابر بحرانهای محیط زیستی آینده خواهد بود.
اما در سناریوی دوم که «سناریوی مطلوب» نام دارد، مدیریت شهری رویکردی متفاوت در پیش میگیرد و فضای سبز را نه به عنوان یک پروژه عمرانی، بلکه به عنوان زیرساختی حیاتی برای آینده شهر در نظر میگیرد. در این مسیر، تصمیمگیریها بر پایه مطالعات علمی، دادههای محیط زیستی و همکاری مستمر میان دانشگاهها، نهادهای اجرایی و متخصصان انجام میشود.
در این سناریو، استفاده گسترده از پساب تصفیهشده و آب خاکستری، وابستگی فضای سبز به منابع محدود آب شیرین را کاهش میدهد. همزمان، گونههای گیاهی بومی و مقاوم به خشکی جایگزین گونههای پرمصرف میشوند و سامانههای آبیاری هوشمند به افزایش بهرهوری مصرف آب کمک میکنند. همچنین توسعه فضای سبز به گونهای برنامهریزی میشود که تمامی شهروندان، صرفنظر از محل سکونت خود، از دسترسی مناسب به پارکها و فضاهای سبز برخوردار باشند.
به گفته دکتر بهشتی، در این مسیر میتوان شبکهای پیوسته از فضاهای سبز شهری ایجاد کرد که علاوه بر نقش تفریحی، در کاهش آلودگی هوا، کنترل دمای شهر، حفظ تنوع زیستی و ارتقای سلامت عمومی نیز مؤثر باشد. او معتقد است اگر چنین رویکردی به صورت مستمر و فراتر از دورههای مدیریتی کوتاهمدت دنبال شود، تبریز میتواند به الگویی موفق در مدیریت فضای سبز شهری در مناطق خشک و نیمهخشک کشور تبدیل شود.
به اعتقاد وی، در چنین شرایطی تبریز تا افق ۱۴۲۰ نه تنها با بحرانهای زیستمحیطی کمتری مواجه خواهد بود، بلکه میتواند وارد دورهای شود که از آن به عنوان «دوران طلایی فضای سبز شهری» یاد میکند؛ دورهای که در آن توسعه شهری، حفاظت از محیط زیست و ارتقای کیفیت زندگی شهروندان در کنار یکدیگر معنا پیدا میکنند.
شاید مهمترین پیام این گفتمان تخصصی سازه خبر با دکتر زیبا بهشتی آن باشد که فضای سبز نباید به عنوان یک هزینه یا یک پروژه عمرانی معمولی دیده شود. فضای سبز بخشی از زیرساخت حیاتی شهر است؛ زیرساختی که مستقیماً با سلامت شهروندان، کیفیت هوا، عدالت اجتماعی، امنیت زیستمحیطی و تابآوری شهری گره خورده است.
تبریز برای مواجهه با آیندهای که تحت تأثیر تغییرات اقلیمی، تنش آبی و رشد جمعیت قرار خواهد داشت، ناگزیر است نگاه خود را به فضای سبز تغییر دهد؛ از پارکمحوری به اکولوژیمحوری و از مدیریت کوتاهمدت به برنامهریزی نسلمحور.
گفتگو و تنظیم: آرمیندخت نوتاش / معمار و پژوهشگر
سید حسین هاشمی/ سردبیر
عکس از:سولماز نوری

دیدگاهتان را بنویسید