پروفسور مهدی زارع، زلزلهشناس و عضو هیئت علمی پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی و مهندسی زلزله، در گفتوگو با سیدحسین هاشمی، سردبیر پایگاه خبری سازه خبر، به بررسی زمینلرزههای اخیر در نقاط مختلف جهان، وضعیت لرزهخیزی ایران، خطر گسلهای شمالغرب کشور و بهویژه گسل تبریز، پیامدهای احتمالی تغییرات تراز آب دریاچه ارومیه و همچنین میزان آمادگی کلانشهرهای ایران در برابر زلزلههای بزرگ پرداخت.
به گزارش سازه خبر،مهدی زارع در این گفتوگو با تأکید بر اینکه افزایش اخبار مربوط به زمینلرزهها لزوماً به معنای افزایش فعالیت لرزهای در مقیاس جهانی نیست، نسبت به آسیبپذیری شهر تبریز در برابر زمینلرزههای بزرگ هشدار داد و بر ضرورت مقاومسازی ساختمانها، شریانهای حیاتی و ارتقای آمادگی عمومی تأکید کرد.
آیا تعداد زلزلهها در جهان افزایش یافته است؟
سؤال: در ماهها و هفتههای اخیر شاهد وقوع زمینلرزههای متعددی در نقاط مختلف جهان بودهایم. از دیدگاه علمی، آیا افزایش تعداد یا پراکندگی این زمینلرزهها میتواند نشانهای از تغییر در الگوی فعالیت لرزهای در مقیاس جهانی باشد یا این تصور بیشتر ناشی از افزایش سرعت اطلاعرسانی و دسترسی به دادههاست؟
پروفسور مهدی زارع:از دیدگاه لرزهزمینساختی، نرخ کلی انتشار انرژی لرزهای و تعداد زمینلرزههای متوسط تا بزرگ در مقیاس جهانی (در بازههای زمانی کوتاه چند ماهه یا چند ساله) عموماً دارای ثبات آماری نسبی است و از توزیعهای شناختهشدهای مانند قانون گوتنبرگ-ریشتر پیروی میکند.
با این حال، تغییرات موضعی یا خوشهای شدن کوتاهمدت رویدادها در کمانهای لرزخیز مختلف (مانند حاشیه اقیانوس آرام یا نوار آلپ-هیمالیا) پدیدهای طبیعی است. امسال هم با متوسط رخداد سالهای قبل تفاوتی نشان نمی دهد البته هر سال نوساناتی وجود دارد دلایل عمده اینکه این نوسانات بزرگتر به نظر میرسند، یکی پیشرفت فناوریهای پایش است شبکههای لرزهنگاری جهانی (مانند USGS و EMSC) امروزه قادر به ثبت و خودکارسازی اعلام زمینلرزههای بسیار کوچک (میکرولرزهها) هستند که در گذشته اصلاً ثبت نمیشدند. سرعت و فراگیری اطلاعرسانی از طریق شبکههای اجتماعی و خبرگزاریهای ۲۴ ساعته باعث میشود هر رویدادی در نقطهای از جهان بلافاصله با تصاویر و جزئیات به دست مخاطب برسد، در حالی که پیشتر بسیاری از زلزلههای متوسط در مناطق دورافتاده اصلا بازتاب رسانهای نمییافتند.
وضعیت گسلهای ایران و خطر زلزله در تبریز
سؤال: ایران یکی از کشورهای لرزهخیز جهان است و گسلهای فعال متعددی در پهنههای مختلف آن وجود دارد. ارزیابی شما از وضعیت فعلی گسلهای کشور چیست؟ بهویژه درباره گسلهای شمالغرب کشور و سامانههای گسلی پیرامون تبریز، چه میزان خطر لرزهای متوجه مناطق شهری و جمعیتی این منطقه است؟
پروفسور مهدی زارع: ایران در بخش میانی برخورد قارهای آلپ-هیمالیا مابین ورقههای عربی و اوراسیا واقع شده که نرخ فشردگی و کوتاه شدگی پوستهای قابل توجه حدود ۳ سانتیمتر در سال را تجربه میکند.
این نرخ انرژی کرنش الاستیک بالایی را به سامانههای گسلی کشور وارد میکند.خطر لرزهای در شمالغرب و تبریزمنطقه شمالغرب ایران و بهویژه آذربایجان، به دلیل دارا بودن سامانههای گسلی بزرگ و فعال مانند سامانه گسله شمال تبریز، گسل ارومیه-خوی و گسلهای امتدادلغز و راندگی منطقه از پتانسیل لرزهخیزی بالایی برخوردار است.
گسل تبریز به عنوان یک گسل امتدادلغز اصلی راستگرد با طول بیش از ۱۳۰ کیلومتر و سه قطعه گسل در این سامانه جمعا حدود ۲۵۰ کیلومتر طول دارند.سابقه زمینلرزههای تاریخی مخربی مانند فجایع زلزله های سده هجدهم به ویژه زلزله ۱۷۸۰م تبریز را در سابقه خود دارد.با توجه به دوره بازگشت این گسلها و انباشت پیوسته کرنش در پوسته، خطر لرزهای متوجه کلانشهر تبریز و سکونتگاههای پیرامونی اش بسیار جدی است؛ به ویژه آنکه بخشهایی از ساختار شهری تبریز در پهنه حریم مستقیم گسل فعال شمال تبریز توسعه یافتهاند.
ضمنا از منظر بازههای تکرار رخدادهای لرزهای شدید در محدوده تبریز و بر اساس استناد به سوانح بزرگ تاریخی (مانند زلزلههای مهیب سالهای ۱۷۲۱ و ۱۷۸۰ میلادی با بزرگای تخمینی بالای ۷)، دوره بازگشت تقریبی برای زلزلههای مخرب در حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ سال مطرح شده است.
از آنجا که آخرین زلزله فاجعهبار گسل شمال تبریز در سال ۱۷۸۰ میلادی (حدود دو قرن و نیم پیش) رخ داده این موضوع نشان میدهد که باید احتمال جدی رخداد زمینلرزه با بزرگای بیش از ۷ روی گسل شمال تبریز درنظر گرفت.

آیا کاهش آب دریاچه ارومیه میتواند بر فعالیت گسلها اثر بگذارد؟
سؤال: در سالهای اخیر موضوع ارتباط تغییرات تراز آب و شرایط هیدرولوژیکی دریاچه ارومیه با فعالیت گسلها و رخدادهای لرزهای مطرح شده است. از نظر علمی، آیا تغییرات سطح آب و کاهش یا افزایش بار هیدرواستاتیکی میتواند بر تنشهای پوسته زمین و فعالیت گسلهای منطقه تأثیر قابلتوجهی داشته باشد؟ شواهد علمی موجود تا چه اندازه این فرضیه را تأیید میکند؟
پروفسور مهدی زارع: از نظر مکانیک سنگ و ژئودینامیک، مفهوم لرزهخیزی القایی یا چکانشی توسط بارگذاری آب (Triggered/Induced Seismicity) کاملاً اثباتشده است.
تغییرات سریع در حجم آبهای سطحی، آبخوانها یا دریاچههای بزرگ میتواند دو مکانیسم فیزیکی اصلی را در پوسته اعمال کنداول بارگذاری و باربرداری هیدرواستاتیکی (Hydrostatic Loading/Unloading) که تغییر وزن توده آب بر روی پوسته زمین، تنشهای برشی و عمودی را در سطوح گسلی مجاور تغییر میدهد.
دوم تغییر فشار منفذی سیال (Pore Pressure Diffusion) که نفوذ آب به لایه های زیرین و درون شبکه درز و شکافها، فشار آب درونروزنی (Pore Pressure) را افزایش داده و مقاومت برشی گسل را (بر مبنای معیار اصطکاکی موهر-کلمب) کاهش میدهد و گسل را به آستانه لغزش نزدیکتر میکند.
شواهد علمی و وضعیت دریاچه ارومیه نیز موجود است. اگرچه نوسانات تراز آب این دریاچه در مقیاسهای کلان عمدتاً به عنوان تابعی از بارش، تبخیر و مدیریت منابع آب حوضه شناخته میشود، اما کاهش شدید حجم آب و خشک شدن بخشهای وسیعی از آن طی دهههای اخیر تا شهریور ۱۴۰۴ ، تغییرات قابل توجهی در توزیع بار هیدرواستاتیک ایجاد کرده است.
مطالعات مدلسازی تنش نشان میدهند که تغییرات بارگذاری ناشی از نوسانات شدید تراز آبهای داخلی و دریاچهها میتواند به عنوان یک عامل محرک ثانویه (Trigger) در فعالسازی تنشهای محلی گسلهای حاشیهای عمل کند، هرچند محرک اصلی و اولیه زمین ساختی منطقه همچنان نرخ همگرایی ورقه های زمینساختی است.
کلانشهرهای ایران تا چه اندازه برای یک زلزله بزرگ آمادهاند؟
سؤال: با توجه به لرزهخیزی بالای ایران، وجود گسلهای متعدد و تراکم جمعیت و ساختمانها در کلانشهرهایی مانند تهران، تبریز، مشهد و کرمانشاه، وضعیت آمادگی این شهرها در برابر یک زلزله بزرگ چگونه است؟ مهمترین ضعفهای موجود در حوزه مقاومسازی ساختمانها، زیرساختهای حیاتی، مدیریت بحران و آمادگی عمومی چیست و چه اقدامات فوری و بلندمدتی باید در دستور کار قرار گیرد؟
پروفسور مهدی زارع: وضعیت آمادگی کلانشهرهای ایران مانند تبریزدر برابر زلزلههای احتمالی بزرگ بعدی به آسیبپذیریهای ساختاری و مدیریتی چندلایهای مربوط است که نیازمند بازنگری و مداخلات فوری است.
مهمترین ضعفهای موجود به مدیریت بحران و پدافند شهری پیشگیرانه ضعیف بر می گردد. ضمنا توسعه به شدت آسیب پذیر و ناپایدار و در حوزه مقاومسازی ساختمانها و مسکن وجود بافتهای فرسوده وسیع و ساخت ساختمانهای فاقد کیفیت مهندسی جدید، عدم رعایت دقیق آییننامههای طراحی لرزهای ( استاندارد ۲۸۰۰ ایران) در بخشهایی از ساختوسازهای غیررسمی، و ضعف در نظارت بر ساختوساز از چالشهای جدی دیگر است.
شریانهای حیاتی کلیدی (شبکههای آب، گاز، برق، شریانهای حملونقل، پلها و بیمارستانها) در بسیاری از کلانشهرها فاقد پیوست تابآوری و مقاومسازی لرزهای کافی هستند.
شبکه گاز شهری به دلیل خطرات آتشسوزیهای ثانویه بزرگترین تهدید است.مدیریت بحران و آمادگی عمومی با تمرکزگرایی بیش از حد در ساختار مدیریت بحران، کمبود فضاهای باز ایمن شهری، نقص در آموزش همگانی مستمر و عدم تمرین مانورهای واقعی در سطح محلات و جوامع شهری همچنان برای زلزله های بزرگ نا آماده است.
اقدامات فوری که باید انجام شود: سازماندهی سامانه مدیریت بحران و پدافند مدنیمدرن برای کلانشهرها، اجرای طرحهای اضطراری مقاومسازی شریانهای حیاتی بهویژه شیرهای خودکار قطع گاز و آمادهسازی سیستمهای پشتیبان بیمارستانها، تعیین، نشانهگذاری و پاکسازی کریدورهای تخلیه اضطراری و ایجاد انبارهای اقلام امدادی در مقیاس محلهای است.
اقدامات بلندمدت نیز باید بلافاصله در دستور قرار گیرد: شامل اجرای جدی سیاستهای بازآفرینی شهری با رویکرد کاهش ریسک در بافتهای فرسوده، اعمال حریمهای دقیق گسلی بر اساس ضوابط پهنهبندی خطر گسلها با ممانعت از ساختوساز روی گسلهای فعال ، و توسعه فرهنگ ایمنی و بیمه همگانی زلزله
اگر زلزلهای بزرگ در تبریز رخ دهد، نگرانی اصلی چیست؟
سؤال: اگر امروز زلزلهای بزرگ در محدوده گسل تبریز یا یکی از گسلهای فعال شمالغرب کشور رخ دهد، مهمترین نگرانی شما در ساعات و روزهای نخست پس از زلزله چیست؟ آیا زیرساختها و ساختار مدیریت بحران منطقه توان مواجهه با چنین سناریویی را دارند؟
پروفسور مهدی زارع: اگر امروز زلزلهای بزرگ با بزرگای بیش از ۶.۵ یا ۷ در محدوده گسل تبریز یا گسلهای فعال پیرامونی رخ دهد، مهمترین نگرانیها و چالشهای ساعات و روزهای نخست به شرح زیر خواهد بود
در ساعات اولیه:تلفات انسانی در بافتهای متراکم و حاشیهای، گستردگی آوار در مناطق مسکونی با کیفیت ساخت پایین و معابر تنگ و بنبست که دسترسی خودروهای امدادی را فلج میکند.
آتشسوزیهای گسترده ثانویه با آسیب به شبکه توزیع گاز شهری و وقوع انفجارها و آتشسوزیهای زنجیرهای همزمان با انسداد معابر و قطعی آب. فلج شدن شبکه ارتباطی و مدیریت فرماندهی با قطعی برق سراسری، از کار افتادن سامانههای مخابراتی، و اختلال در مراکز فرماندهی مدیریت بحران شهری به دلیل آسیب دیدن ساختمانهای اداری و ستادی غیرمقاوم.
از سوی دیگر: ارزیابی توان زیرساختها و مدیریت بحران باید در دستور قرار گیرد.زیرساختهای فعلی و ساختار سنتی مدیریت بحران در کشور توان پاسخگویی بهینه و خوداتکا در ساعات طلایی اولیه -۷۲ ساعت نخست- را برای یک زلزله فاجعهبار در سطح کلانشهر ندارند.
واکنشهای غالب، کند و با چالشهای لجستیکی شدید همراه خواهد بود. بنابراین، تمرکز بر پیشگیری، مقاومسازی تدریجی و ارتقای تابآوری جوامع محلی -مردممحور کردن امدادرسانی اولیه- تنها راهکار کاهش اتکا صرف به زیرساختهای آسیبپذیر دولتی در ساعات بحرانی نخست است.
جمعبندی
آنچه از این گفتوگو برمیآید، این است که اگرچه افزایش اخبار مربوط به زمینلرزهها در جهان لزوماً به معنای افزایش فعالیت لرزهای جهانی نیست، اما ایران به دلیل قرارگیری در پهنه فعال آلپ–هیمالیا همواره با خطر زمینلرزه مواجه است.
در این میان، شمالغرب کشور و بهویژه تبریز به دلیل وجود سامانههای گسلی فعال و سابقه زمینلرزههای مخرب تاریخی، نیازمند توجه ویژه هستند. مهمترین مسئله، نه پیشبینی زمان وقوع زلزله، بلکه کاهش آسیبپذیری پیش از وقوع آن است؛ موضوعی که از مقاومسازی ساختمانها و شریانهای حیاتی تا آموزش عمومی، مدیریت بحران محلهمحور و اعمال دقیق حریم گسلها را دربرمیگیرد.
گفتوگو: سیدحسین هاشمی
سردبیر پایگاه خبری سازه خبر
عکس از: آیدین خطیبی

دیدگاهتان را بنویسید