در دنیای امروز، هویت یک شهر را نه فقط بناهای باستانی، بلکه «زبان بصری» و «کیفیت طراحی» معاصر آن تعیین میکند. استان آذربایجان شرقی با افتخار، یکی از قطبهای اصلی تولید نیروی متخصص در رشته معماری در سطح کشور است.
آمارهای رسمی حکایت از واقعیت خیرهکنندهای دارد؛ این استان با داشتن بیشترین میزان فارغالتحصیلان معماری در سطح کشور و حضور پررنگ متخصصان در بدنه سازمان نظام مهندسی که حدود ۳۰ درصد از ۴۰ هزار عضو آن را معماران تشکیل میدهند، سرمایه انسانی عظیمی را در اختیار دارد.
اما با این همه ثروت علمی، چرا کالبد شهر تبریز در پروژههای عمرانی اخیر، زبان از لب باز نمیکند؟
شکاف میان «تخصص» و «اجرا»
با نگاهی به پروژههای اخیر عمرانی در سطح شهر، از المانهای خیابانی گرفته تا نمای ساختمانهای عمومی و احداث فضاهای سبز، شاهد نوعی «خلاء خلاقیت» هستیم. آنچه در سطح شهر مشاهده میشود، بیشتر شبیه به «اجرای صرف» است تا «طراحی هوشمند».

این موضوع یک سوال بنیادین را در ذهن فعالان حوزه مسکن و شهرسازی ایجاد میکند: آیا واقعاً تبریز معمار ندارد، یا معماران این شهر اجازه ورود به عرصه طراحی شهری را پیدا نکردهاند؟

این تضاد میان ظرفیت علمی بالا و کیفیت پایین محیط کالبدی، نشاندهنده نوعی مدیریتِ «کارکردگرا» است که به جای «زیباییشناسی» و «هویتسازی»، تنها به دنبال اتمام فیزیکی پروژههاست.
شهرداری و چالش بهرهگیری از ظرفیتهای بومی
بخش عمدهای از پروژههای تغییر چهره شهری و احداث فضاهای سبز بر عهده شهرداری تبریز است. با این حال، به نظر میرسد این نهاد حیاتی، از ظرفیتهای عظیم معماران شهر برای ارتقای کیفیت بصری استفاده نمیکند. نمونه بارز این موضوع در احداث پارکهای محلی مشاهده میشود؛ پروژههایی که اغلب با رویکردی ساده و فاقد المانهای خاص طراحی شدهاند. در این پارکها، آنچه دیده میشود صرفاً گل،چمن، درخت، پیادهرو و فضاسازی های سیمانی و آجری است؛ بدون اینکه هیچ پیوندی با تاریخ، فرهنگ یا هویت معماری تبریز در طراحی آنها مشاهده شود.

از «اجرای ساده» تا «رقابت خلاقانه»
برای عبور از این بنبست، تبریز نیاز به یک تغییر پارادایم در مدیریت پروژههای شهری دارد. در این راستا رویکرد شهرداری تبریز باید به گونه ای باشد که از نقش «کارفرما» به نقش «تسهیلگر خلاقیت» تغییر وضعیت دهد. پیشنهاداتی که میتواند چهره تبریز را دگرگون کند.
۱. طراحی با هویت تاریخی: احداث پارکها و فضاهای سبز نباید صرفاً یک پروژه فضای سبز باشد. در کناراستفاده از نامهای تاریخی، طراحی و اجرای المانهای معماری اصیل تبریز، میتواند هر پارک را به یک اثر هنری تبدیل کند که روایتگر تاریخ شهر باشد.
۲. ایجاد بسترهای رقابتی: شهرداری میتواند طراحی هر پروژه (از یک سردر ساده گرفته تا یک پارک بزرگ) را به صورت مسابقاتی یا از طریق تیمهای مجزا از معماران واگذار کند. این کار نه تنها باعث ارتقای سطح کیفی پروژهها میشود، بلکه رقابتی سالم میان معماران، بهویژه نسل جوان و خلاق را ایجاد میکند.
۳. توسعه خلاقیت معماران جوان: بسیاری از معماران جوان تبریز دارای ایدههایی نوآورانه و فراتر از کلیشهها هستند، اما عرصه فعالیت آنها محدود به پروژههای خصوصی کوچک شده است. ورود این نیروها به پروژههای عمومی شهر، خون تازهای در رگهای معماری تبریز خواهد دمید.
و در نهایت اینکه…
زیبایی، خلاقیت و رعایت پارامترهای پیچیده طراحی، امری نیست که با یک پیمانکار ساختمانی محقق شود؛ اینها محصول فکر و هنر معماران است.
اگر میخواهیم تبریز را از یک شهر با «ساختمانهای زیاد» به شهری با «معماری ماندگار» تبدیل کنیم، باید اجازه دهیم معماران، قلمرو اصلی خود یعنی «فضای شهر» را دوباره بازپس بگیرند.

دیدگاهتان را بنویسید