نامگذاری پروژههای مختلف از جمله مجتمعهای مسکونی و تجاری، پلها، تقاطعهای همسطح و غیرهمسطح و سایر پروژههای شهری، بُعد مهمی از هویتسازی شهری و برندسازی به شمار میرود.
این فرآیند تنها یک انتخاب ظاهری یا سلیقهای نیست، بلکه تصمیمی راهبردی است که میتواند بر میزان پذیرش اجتماعی، هویت فرهنگی و حتی ارزش اقتصادی پروژه و آینده آن اثر مستقیم بگذارد.
شهرداریها، نهادهای عمرانی و سرمایهگذاران بخش خصوصی با انتخاب نامهای خاص، میکوشند ماندگاری پروژههای خود را در ذهن مردم تضمین کنند. با این حال، در بسیاری موارد مشاهده میشود که این نامگذاریها بدون بررسی علمی، فرهنگی و اجتماعی و گاها با کج سلیقگی انجام شده و حتی منجر به گسست ارتباط میان پروژه و جامعه محلی میشوند.
نامگذاری پروژهها دارای الزامات علمی و اصول برندسازی است که از مهمترین آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد:
همخوانی فرهنگی و جغرافیایی:
نام باید بازتابدهنده هویت مکانی و فرهنگی منطقه باشد. در شهرهایی مانند تبریز، انتخاب نامهای اصیل ترکی متناسب با ماهیت پروژه میتواند پیوند عاطفی و فرهنگی میان مردم و پروژه ایجاد کند.
سهولت تلفظ، درک و ماندگاری در ذهن:
نام باید ساده، خوشآهنگ، و قابل یادآوری باشد تا بتواند در ارتباطات عمومی مؤثر واقع شود.
تناسب معنایی با نوع پروژه:
برای مثال، پروژههای تجاری بهتر است مفاهیمی از پویایی و نوآوری داشته باشند، در حالی که مجتمعهای مسکونی با مضامینی چون آرامش، زندگی، و امنیت هماهنگتر هستند.
پرهیز از کجسلیقگی و تقلید غیرعلمی:
انتخاب نامهایی بدون ریشه فرهنگی یا با هدف نمایشی، موجب بیهویتی و ناپایداری برند پروژه میشود.
اتکا به پژوهش و نظر کارشناسان برندینگ شهری:
نامگذاری باید حاصل بررسیهای دقیق فرهنگی، زبانی و بازاریابی باشد، نه یک تصمیم سلیقهای در جلسههای محدود.
با وجود اهمیت اصول یادشده، هنوز در برخی پروژهها شاهد انتخاب نامهایی هستیم که با فضای فرهنگی و شهری سازگاری ندارند.
نمونه بارز این موضوع، پروژه مجتمع مسکونی “آیمان” در منطقه حکم آباد تبریز است که از آن به عنوان بزرگترین پروژه بازآفرینی کشور یاد می شد که پس از چند سال از آغاز اجرا، نام آن بدون اعلام دلیل به “ناویا” تغییر یافت.
بررسیها نشان میدهد «ناویا» نام روستایی در بخش اسفراین بجنورد است و هیچ ارتباطی با تبریز و منطقه آذربایجان ندارد. چنین تغییر نامی، علاوه بر ایجاد ابهام برای شهروندان، باعث تضعیف برند پروژه شد.
مورد دیگر که اخیراً در رسانهها و فضای شهری مورد بحث قرار گرفته، نامگذاری طرح تبادل “قرهداغ” برای روگذر سهراهی اهر است. اگرچه “قرهداغ” نامی اصیل و آشنا در خطه آذربایجان محسوب میشود، اما از نظر ذائقه عمومی و تناسب کاربردی، انتخاب مناسبی برای یک پروژه عمرانی و ترافیکی پرتردد نیست.
این نمونه نیز نشان میدهد که حتی نامهای اصیل در صورتی که بدون سنجش زمینه اجتماعی و روانی مخاطبان برگزیده شوند، ممکن است نتوانند مقبولیت عمومی پیدا کنند.
تغییر نام پروژهها پس از اجرا، علاوه بر تحمیل هزینههای تبلیغاتی و بازاریابی، موجب کاهش اعتماد عمومی و تضعیف هویت برند پروژه میشود. مردم زمانی با نامها ارتباط برقرار میکنند که آن نام با فرهنگ، خاطره جمعی و فضای ذهنی آنان همخوانی داشته باشد.
و در نهایت اینکه
نامگذاری پروژهها یکی از ارکان کلیدی در شکلگیری هویت شهری و فرهنگی است. بیتوجهی به اصول علمی آن میتواند پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و حتی روانی برای مدیران پروژهها و ساکنان منطقه به همراه داشته باشد.
نمونههایی مانند تغییر نام “آیمان” به “ناویا” برای یک مجتمع مسکونی و انتخاب نام “قرهداغ” برای یک طرح ترافیکی پرتردد و پروژه های بسیاری از این دست که می توان مورد تجزیه و تحلیل قرارداد نشان میدهد که ضرورت بازنگری و استفاده از مشاوران متخصص در حوزه برندینگ شهری، زبانشناسی و جامعهشناسی بیش از پیش احساس میشود.
شهرداریها و مجریان طرحهای عمرانی باید نامگذاری را نه یک امر تشریفاتی، بلکه فرآیندی علمی و فرهنگی قلمداد کنند تا هر پروژه بتواند به بخشی ماندگار از حافظه شهری و ذهن جمعی تبدیل شود.

دیدگاهتان را بنویسید