بررسی میدانی آسیبهای وارده بر ساختمانهای تخریبشده در جنگ نشان میدهد که الگوی تخریب را میتوان در دو دسته اصلی طبقهبندی کرد.
نخست، ساختمانهایی قرار دارند که تنها یک طبقه آنها هدف قرار گرفته است؛ در این موارد صرفاً یک یا دو طبقه دچار آسیب شدید شده و شهادت تعدادی از هموطنان را در پی داشتهاند. با این حال، بررسیها نشان میدهد که در چنین ساختمانهایی کلیت المانهای سازهای دچار آسیب جدی نشده و پس از مرمت و بهسازی، امکان مقاومسازی و ادامه سرویسدهی بنا وجود دارد.
دسته دوم مربوط به ساختمانهایی است که چندین طبقه آنها بهطور کامل تخریب شده و از سقفها چیزی باقی نمانده و تنها ستونهای فلزی یا بتنی بر جای ماندهاند. این بناها عمدتاً کاربری نظامی داشته و به دلیل شدت حملات یا نوع موشکهای بهکاررفته، با آسیبهای بسیار سنگینی مواجه شدهاند.
این الگوی آسیبدیدگی نشان میدهد که تدوین یک آییننامه اختصاصی برای ساختمانهای نظامی و امنیتی ضرورتی جدی است. در چنین آییننامهای باید از مرحله طراحی تا جزئیات معماری، ورودیها، خروجیها و پنجرهها بهطور کامل مورد توجه قرار گیرد تا امکان نفوذ بمب یا موشک از پنجرهها و دیوارها به حداقل برسد. استفاده از دیوارهای بتنی مسلح، سقفهای بتنی با دال بتنآرمه و ضخامت مناسب، و لحاظکردن نیروهای دینامیکی ناشی از برخورد پرتابههای موشکی، پهپادی و بمبهای سنگرشکن – در کنار نیروهای زلزله – از الزامات طراحی چنین ساختمانهایی است. در مقابل، سبکسازی و بهکارگیری مصالح توخالی و کموزن که معمولاً برای کاهش آسیبهای زلزله توصیه میشوند، در ساختمانهای نظامی و امنیتی به عاملی برای افزایش آسیبپذیری تبدیل میشوند.
تجربه این جنگ و حملات آن به ساختمانها نشان داد که بناهای مهم، بهویژه آنهایی که تاسیسات حیاتی و نیروهای انسانی حساس را در خود جای میدهند، باید بر اساس یک آییننامه ویژه طراحی و اجرا شوند. همچنین از منظر شهرسازی و پدافند غیرعامل، تعیین موقعیت مناسب و لکهگذاری دقیق برای استقرار این اماکن اهمیت حیاتی دارد.

دکتر آرش توفیقی
متخصص نیروهای دینامیکی در سازه و پی

دیدگاهتان را بنویسید