در حالی که زخمِ فراموشی وعده مدیریت شهری بر تنِ اهالی رسانه و فرهنگ تبریز هنوز تازه است، افتتاح «عمارت کلاه فرنگی» بار دیگر نگاهها را به سوی شهرداری تبریز خیره کرده است.
پرسش اصلی اینجاست: آیا عمارت کلاه فرنگی تبریز قرار است به پاتوقی برای اهالی هنر تبدیل شود یا در چرخشی مشابه، سرنوشتی جز تبدیل شدن به اتاقهای اداری در انتظار آن نیست؟
قصهی تلخِ «پردیس هنر و رسانه»
ماجرای پردیس هنر و رسانه در منطقه الهیپرست تبریز، یکی از پرسر و صداترین وعدههای مدیریتی در دوران شهرداری یعقوب هوشیار بود. زمانی که این پروژه جان گرفت، امید میرفت که طلسمِ کمبود فضای اختصاصی برای خبرنگاران و هنرمندان تبریزی شکسته شود. وعدهها صریح بود: اختصاص سالنهای اجتماعات، فضاهای جانبی و حتی طرحِ جذاب اعطای «دفتر کار» به رسانهها، هرچند این طرح هم دارای موافقان و مخالفانی بود اما به هر حال تصویری بود نویدبخش از دوران جدید تعامل میان شهرداری و جامعه مدنی تبریز.
اما در چرخشی ناگهانی و در کمال ناباوری، تمام آن وعدهها نقش بر آب شد. شهرداری تبریز در تصمیمی که حاکی از اولویتبندیهای اداری بر نیازهای فرهنگی بود، این ساختمان را نه در اختیار اهالی قلم و هنر، بلکه به محل استقرار بخشهای اداری سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری تبریز تبدیل کرد. این اقدام، ضربهای سخت به اعتماد جامعه رسانهای استان بود.
«کلاه فرنگی»؛ نماد هویت یا دفتر اداری؟
روز گذشته، در میان هیاهوی مراسم افتتاحیه، «عمارت کلاه فرنگی» تبریز بار دیگر درهای خود را گشود. بنایی در 3800 متر مربع زیربنا که بازسازیِ عمارت اصیلی است که حدود ۴۰۰ سال پیش در دوران آققویونلوها در باغشمال ساخته شد و پس از تخریب در دوران پهلوی اول، اکنون با صرف 1500 میلیارد ریال دوباره قامت راست کرده است.
در حاشیه این افتتاحیه باشکوه، زمزمههایی مبنی بر اختصاص این عمارت مجلل به اهالی فرهنگ و هنر به گوش میرسد. اما این «زمزمهها»، همانقدر که امیدوارکننده است، نگرانکننده نیز به نظر میرسد. تجربه تلخِ پردیس هنر و رسانه، افکار عمومی و جامعه فرهنگی را نسبت به وعدههای مدیریتی بدبین کرده است.
آزمون اعتماد در باغشمال
تبریز، شهر اولینها، بیش از آنکه به ساختمانهای اداری جدید نیاز داشته باشد، به فضاهایی برای تنفسِ فرهنگ و هنر نیاز دارد. تبدیلِ عمارتی با این پشتوانه تاریخی به ساختمان اداریِ صرف، تقلیلِ هویتِ تبریز به کاغذبازیهای سازمانی است.
حال باید منتظر ماند و دید آیا مدیریت شهری تبریز از اشتباه گذشته خود درس گرفته و اجازه میدهد «کلاه فرنگی» به خانهای واقعی برای هنرمندان و اهالی رسانه بدل شود، یا اینکه این عمارت نیز در چرخه «اداریسازی» اماکن فرهنگی، به سرنوشتِ غمانگیزِ پردیسِ هنر و رسانه دچار خواهد شد.
آیا شهردار تبریز میتواند با پایبندی به وعده جدیدش، اعتمادِ از دست رفته جامعه فرهنگ و رسانه را احیا کند؟ قضاوت با زمان است و تاریخِ شهری که رفتارهای مسئولان را بهخوبی در حافظه خود ثبت خواهد کرد.

عالی بود